devaluator

[ایالات متحده]/diːˈvæljueɪtər/
[بریتانیا]/diˈvæljəˌeɪtər/

ترجمه

n. کسی یا چیزی که ارزش را کاهش می‌دهد یا باعث کاهش ارزش می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

currency devaluator

inflation devaluator

gold devaluator

economic devaluator

monetary devaluator

currency devaluators

جملات نمونه

the reckless spending policy acted as a devaluator of the national currency.

این فرد سودجوش ارزی به دلیل دستکاری نرخ ارز مورد انتقاد قرار گرفت.

economists view the sudden interest rate hike as a potential capital devaluator.

ارزیابان حرفه‌ای هنر گاهی اوقات به عنوان فردی که ارزش‌ها را کاهش می‌دهد عمل می‌کنند، زمانی که عمداً آثار هنری برجسته‌ای را دست کم می‌گیرند.

the central bank was accused of being a deliberate devaluator of the exchange rate.

این فرد سودجوی اقتصادی استدلال کرد که تضعیف ارز باعث افزایش صادرات خواهد شد.

persistent inflation acts as a stealthy devaluator of your purchasing power over time.

او به عنوان فردی سخت‌گیرانه که دستاوردهای دیگران را بی‌ارزش می‌دانست شناخته می‌شد.

the analyst identified the new tariff as a major asset devaluator for foreign investors.

این فرد سودجو همیشه از فرصت برای کم‌اهمیت جلوه دادن موفقیت‌های همکارانش استفاده می‌کرد.

using this chemical compound is a known devaluator of the metal's surface quality.

یک فرد سودجو در ملاء عام می‌تواند با چند کلمه، به طور قابل توجهی به شهرت کسی آسیب برساند.

critics argue that the monetary policy serves as a devaluator of the country's bond market.

این فرد سودجوی سیستماتیک، الگویی از تضعیف روحیه تیمی داشت.

a decrease in consumer confidence is often a natural devaluator of the stock market.

نقش او به عنوان فردی که ارزش‌ها را کاهش می‌دهد در کمیته باعث شد که بین اعضا محبوب نباشد.

the continuous supply glut proved to be a significant devaluator of oil prices globally.

این فرد سودجوی ناشناس آنلاین، نظرات منفی در مورد کسب و کارهای محلی منتشر کرد.

historically, war has been a consistent devaluator of a nation's economic stability.

برخی از سیاستمداران به عنوان فردی که ارزش‌ها را کاهش می‌دهد، در طول کمپین‌های انتخاباتی عمل می‌کنند.

the ceo's scandal served as an immediate devaluator of the company's public reputation.

این فرد سودجو در دنیای هنر، با وجود شواهد قطعی، از احراز هویت نقاشی امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید