devastator

[ایالات متحده]/ˈdɛvəsteɪtə/
[بریتانیا]/ˈdɛvəˌsteɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که ویرانی شدید و فراگیر ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

devastator attack

حمله ویرانگر

devastator weapon

سلاح ویرانگر

devastator unit

واحد ویرانگر

devastator force

نیروی ویرانگر

devastator mode

حالت ویرانگر

devastator impact

اثر ویرانگر

devastator strike

حمله ویرانگر

devastator power

قدرت ویرانگر

devastator role

نقش ویرانگر

devastator strategy

استراتژی ویرانگر

جملات نمونه

the hurricane was a true devastator, leaving destruction in its wake.

طوفان ویرانگر واقعی بود و ویرانی در پی داشت.

the devastator of the city was the relentless earthquake.

ویرانگر شهر، زمین‌لرزه بی‌رحمانه بود.

he became known as the devastator after his actions caused widespread chaos.

پس از اینکه اقدامات او باعث هرج و مرج گسترده شد، او به عنوان ویرانگر شناخته شد.

in the game, the player controls a devastator that can destroy entire cities.

در بازی، بازیکن یک ویرانگر را کنترل می‌کند که می‌تواند شهرها را به طور کامل نابود کند.

climate change is a devastator of natural habitats around the world.

تغییرات آب و هوایی یک ویرانگر زیستگاه‌های طبیعی در سراسر جهان است.

the devastator left no building standing after the attack.

پس از حمله، ویرانگر هیچ ساختمانی را سرپا نگذاشت.

many consider war to be the ultimate devastator of peace.

بسیاری جنگ را به عنوان ویرانگر نهایی صلح می‌دانند.

the villain in the movie was a devastator who sought power at any cost.

قهرمان بد فیلم یک ویرانگر بود که به دنبال قدرت به هر قیمتی بود.

pollution acts as a devastator of marine life.

آلودگی به عنوان یک ویرانگر حیات دریایی عمل می‌کند.

his words were a devastator to her self-esteem.

کلمات او ضربه‌ای به عزت نفس او وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید