| جمع | ravagers |
the ravager
پراکننده ویرانگر
a ravager's life
زندگی یک ویرانگر
ravager hordes
گروههای ویرانگر
becoming a ravager
شدن به یک ویرانگر
ravager attack
حمله ویرانگر
the ravager's mark
علامت ویرانگر
ruthless ravager
ویرانگر بیرحم
the relentless ravager left a trail of destruction in its wake.
پیروزیگر غیر قابل توقف در پی خود مسیری از تخریب را گذاشت.
a fierce storm proved to be a devastating ravager of the coastline.
یک باران بارانی تند ثابت شد که یک تخریبکننده ویرانگر ساحل است.
the ravager’s reputation for brutality preceded its arrival in the town.
نامآوری تخریبکننده به عنوان یک فرمانروای خشونتآمیز قبل از ورود آن به شهر اتفاق افتاد.
despite the defenses, the ravager breached the city walls.
با وجود دفاعها، تخریبکننده دیوارهای شهر را شکست.
the ravager plundered the village, stealing everything of value.
تخریبکننده روستا را پشتیبانی کرد و هر چیزی که ارزش داشت را ربود.
he was a ruthless ravager, feared throughout the kingdom.
او یک تخریبکننده بیرحم بود که در تمام سلطه مورد ترس و وحشت قرار داشت.
the ravager’s attacks were swift and merciless.
حملات تخریبکننده سریع و بیرحم بود.
the villagers sought refuge from the ravager in the nearby forest.
روستاییها از تخریبکننده در جنگل نزدیک پناه گرفتند.
the ravager’s impact on the economy was significant and negative.
تأثیر تخریبکننده بر اقتصاد قابل توجه و منفی بود.
the kingdom vowed to eliminate the ravager and its band of followers.
کشور پیمان کرد تا تخریبکننده و گروه دستپاچهاش را از بین ببرد.
the ravager’s methods were characterized by violence and greed.
روشهای تخریبکننده با خشونت و لبخوردگی مشخص شد.
the ravager
پراکننده ویرانگر
a ravager's life
زندگی یک ویرانگر
ravager hordes
گروههای ویرانگر
becoming a ravager
شدن به یک ویرانگر
ravager attack
حمله ویرانگر
the ravager's mark
علامت ویرانگر
ruthless ravager
ویرانگر بیرحم
the relentless ravager left a trail of destruction in its wake.
پیروزیگر غیر قابل توقف در پی خود مسیری از تخریب را گذاشت.
a fierce storm proved to be a devastating ravager of the coastline.
یک باران بارانی تند ثابت شد که یک تخریبکننده ویرانگر ساحل است.
the ravager’s reputation for brutality preceded its arrival in the town.
نامآوری تخریبکننده به عنوان یک فرمانروای خشونتآمیز قبل از ورود آن به شهر اتفاق افتاد.
despite the defenses, the ravager breached the city walls.
با وجود دفاعها، تخریبکننده دیوارهای شهر را شکست.
the ravager plundered the village, stealing everything of value.
تخریبکننده روستا را پشتیبانی کرد و هر چیزی که ارزش داشت را ربود.
he was a ruthless ravager, feared throughout the kingdom.
او یک تخریبکننده بیرحم بود که در تمام سلطه مورد ترس و وحشت قرار داشت.
the ravager’s attacks were swift and merciless.
حملات تخریبکننده سریع و بیرحم بود.
the villagers sought refuge from the ravager in the nearby forest.
روستاییها از تخریبکننده در جنگل نزدیک پناه گرفتند.
the ravager’s impact on the economy was significant and negative.
تأثیر تخریبکننده بر اقتصاد قابل توجه و منفی بود.
the kingdom vowed to eliminate the ravager and its band of followers.
کشور پیمان کرد تا تخریبکننده و گروه دستپاچهاش را از بین ببرد.
the ravager’s methods were characterized by violence and greed.
روشهای تخریبکننده با خشونت و لبخوردگی مشخص شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید