deviancy

[ایالات متحده]/'di:viənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انحراف، غیرعادی، ناهنجاری؛ رفتار انحرافی، تنوع

جملات نمونه

deviancy from the norm

انحراف از نرمال

deviancy from cultural norms

انحراف از هنجارهای فرهنگی

deviancy as a form of rebellion

انحراف به عنوان نوعی شورش

deviancy as a symptom of underlying issues

انحراف به عنوان نشانه ای از مشکلات اساسی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید