deviationisms

[ایالات متحده]/ˌdiːviˈeɪʃənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌdiːviˈeɪʃənɪzəmz/

ترجمه

n. باور به یا حمایت از انحراف از هنجارها یا استانداردهای پذیرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

social deviationisms

انحرافات اجتماعی

cultural deviationisms

انحرافات فرهنگی

behavioral deviationisms

انحرافات رفتاری

theoretical deviationisms

انحرافات نظری

political deviationisms

انحرافات سیاسی

economic deviationisms

انحرافات اقتصادی

ethical deviationisms

انحرافات اخلاقی

artistic deviationisms

انحرافات هنری

scientific deviationisms

انحرافات علمی

psychological deviationisms

انحرافات روانشناختی

جملات نمونه

deviationisms can often lead to unexpected outcomes.

انحرافات اغلب می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره شوند.

understanding deviationisms is crucial for accurate data analysis.

درک انحرافات برای تجزیه و تحلیل دقیق داده‌ها بسیار مهم است.

researchers are studying the effects of deviationisms on social behavior.

محققان در حال بررسی اثرات انحرافات بر رفتار اجتماعی هستند.

deviationisms can skew results in scientific experiments.

انحرافات می‌توانند نتایج آزمایش‌های علمی را مخدوش کنند.

we need to address the root causes of deviationisms.

ما باید به علل ریشه‌ای انحرافات رسیدگی کنیم.

deviationisms are often overlooked in traditional studies.

انحرافات اغلب در مطالعات سنتی نادیده گرفته می‌شوند.

education can help reduce the impact of deviationisms.

آموزش می‌تواند به کاهش تأثیر انحرافات کمک کند.

deviationisms challenge our understanding of norms.

انحرافات چالش‌هایی را برای درک ما از هنجارها ایجاد می‌کنند.

identifying deviationisms is essential for improving processes.

شناسایی انحرافات برای بهبود فرآیندها ضروری است.

many industries are affected by various forms of deviationisms.

صنایع زیادی تحت تأثیر اشکال مختلف انحرافات قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید