devilling

[ایالات متحده]/dɪˈvɪl.ɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈvɪl.ɪŋ/

ترجمه

n. عمل آزار یا اذیت کردن
v. کسی را آزار یا اذیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

devilling ideas

ایده‌های شیطانی

devilling tasks

وظایف شیطانی

devilling issues

مشکلات شیطانی

devilling strategies

استراتژی‌های شیطانی

devilling methods

روش‌های شیطانی

devilling concepts

مفاهیم شیطانی

devilling approaches

رویکردهای شیطانی

devilling plans

برنامه‌های شیطانی

devilling practices

نکات شیطانی

devilling techniques

تکنیک‌های شیطانی

جملات نمونه

devilling the soup adds a rich flavor.

اضافه کردن طعم‌دهنده به سوپ، طعم غنی‌تری به آن می‌دهد.

he spent the afternoon devilling his old notes.

او بعد از ظهر را صرف بررسی یادداشت‌های قدیمی خود کرد.

devilling the details of the project is essential.

بررسی جزئیات پروژه ضروری است.

she enjoys devilling her friends with playful teasing.

او از بازی با دوستانش با شیطنت و شوخی لذت می‌برد.

devilling the competition is part of the game.

شیطنت با رقبا بخشی از بازی است.

he was devilling the song until he got it right.

او آهنگ را تا زمانی که درست شد بررسی کرد.

devilling the manuscript took longer than expected.

بررسی دست‌نویس بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she was devilling her way through the complex problem.

او با دقت و حوصله در حال حل مشکل پیچیده بود.

devilling the proposal helped clarify our ideas.

بررسی پیشنهاد به روشن شدن ایده‌های ما کمک کرد.

he spent hours devilling over the fine print.

او ساعت‌ها جزئیات دقیق را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید