dhaba

[ایالات متحده]/ˈdʌbə/
[بریتانیا]/ˈdɑːbə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رستوران کنار جاده یا کافه کوچک در هند، معمولاً روی جاده‌های اصلی یافت می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعdhabas

عبارات و ترکیب‌ها

dhaba food

غذای دهبا

dhaba style

سبک دهبا

roadside dhaba

دهبا در کنار جاده

dhaba owner

مالک دهبا

at the dhaba

در دهبا

local dhaba

دهبا محلی

dhaba cooking

پختن در دهبا

dhaba meal

پorsه دهبا

dhaba menu

منوی دهبا

the dhaba

دهبا

جملات نمونه

we stopped at a roadside dhaba for lunch.

ما در یک دهبا روی جاده برای ناهار متوقف شدیم.

this dhaba serves authentic punjabi cuisine.

این دهبا غذاهای اصیل پنجابی را ارائه می دهد.

truck drivers often sleep at these dhabas.

رانندگان کامیون اغلب در این دهبا ها خواب می کنند.

the food at this dhaba is delicious and cheap.

غذا در این دهبا لذیذ و ارزان است.

he runs a small dhaba near the highway.

او یک دهبا کوچک نزدیک جاده دارد.

you must try the chai at this dhaba.

شما باید چای این دهبا را امتحان کنید.

the dhaba was crowded with travelers.

دهبا با سفرکردها پر بود.

we found a clean dhaba after driving for hours.

پس از چند ساعت رانندگی، یک دهبا تمیز پیدا کردیم.

local dhabas offer a unique culinary experience.

دهبا های محلی یک تجربه گذشته غذایی منحصر به فرد ارائه می دهند.

they sat on plastic chairs outside the dhaba.

آنها روی صندلی های پلاستیکی در بیرون دهبا نشستند.

the dhaba menu usually features dal and roti.

منوی دهبا معمولاً دال و روتي را شامل می شود.

highway dhabas are open twenty-four hours a day.

دهبا های جاده ای ۲۴ ساعته باز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید