| جمع | dhabas |
dhaba food
غذای دهبا
dhaba style
سبک دهبا
roadside dhaba
دهبا در کنار جاده
dhaba owner
مالک دهبا
at the dhaba
در دهبا
local dhaba
دهبا محلی
dhaba cooking
پختن در دهبا
dhaba meal
پorsه دهبا
dhaba menu
منوی دهبا
the dhaba
دهبا
we stopped at a roadside dhaba for lunch.
ما در یک دهبا روی جاده برای ناهار متوقف شدیم.
this dhaba serves authentic punjabi cuisine.
این دهبا غذاهای اصیل پنجابی را ارائه می دهد.
truck drivers often sleep at these dhabas.
رانندگان کامیون اغلب در این دهبا ها خواب می کنند.
the food at this dhaba is delicious and cheap.
غذا در این دهبا لذیذ و ارزان است.
he runs a small dhaba near the highway.
او یک دهبا کوچک نزدیک جاده دارد.
you must try the chai at this dhaba.
شما باید چای این دهبا را امتحان کنید.
the dhaba was crowded with travelers.
دهبا با سفرکردها پر بود.
we found a clean dhaba after driving for hours.
پس از چند ساعت رانندگی، یک دهبا تمیز پیدا کردیم.
local dhabas offer a unique culinary experience.
دهبا های محلی یک تجربه گذشته غذایی منحصر به فرد ارائه می دهند.
they sat on plastic chairs outside the dhaba.
آنها روی صندلی های پلاستیکی در بیرون دهبا نشستند.
the dhaba menu usually features dal and roti.
منوی دهبا معمولاً دال و روتي را شامل می شود.
highway dhabas are open twenty-four hours a day.
دهبا های جاده ای ۲۴ ساعته باز هستند.
dhaba food
غذای دهبا
dhaba style
سبک دهبا
roadside dhaba
دهبا در کنار جاده
dhaba owner
مالک دهبا
at the dhaba
در دهبا
local dhaba
دهبا محلی
dhaba cooking
پختن در دهبا
dhaba meal
پorsه دهبا
dhaba menu
منوی دهبا
the dhaba
دهبا
we stopped at a roadside dhaba for lunch.
ما در یک دهبا روی جاده برای ناهار متوقف شدیم.
this dhaba serves authentic punjabi cuisine.
این دهبا غذاهای اصیل پنجابی را ارائه می دهد.
truck drivers often sleep at these dhabas.
رانندگان کامیون اغلب در این دهبا ها خواب می کنند.
the food at this dhaba is delicious and cheap.
غذا در این دهبا لذیذ و ارزان است.
he runs a small dhaba near the highway.
او یک دهبا کوچک نزدیک جاده دارد.
you must try the chai at this dhaba.
شما باید چای این دهبا را امتحان کنید.
the dhaba was crowded with travelers.
دهبا با سفرکردها پر بود.
we found a clean dhaba after driving for hours.
پس از چند ساعت رانندگی، یک دهبا تمیز پیدا کردیم.
local dhabas offer a unique culinary experience.
دهبا های محلی یک تجربه گذشته غذایی منحصر به فرد ارائه می دهند.
they sat on plastic chairs outside the dhaba.
آنها روی صندلی های پلاستیکی در بیرون دهبا نشستند.
the dhaba menu usually features dal and roti.
منوی دهبا معمولاً دال و روتي را شامل می شود.
highway dhabas are open twenty-four hours a day.
دهبا های جاده ای ۲۴ ساعته باز هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید