diabolized character
شخصیت شیطانیشده
diabolized image
تصویر شیطانیشده
diabolized figure
شخصیت شیطانیشده
diabolized narrative
روایت شیطانیشده
diabolized villain
شرور شیطانیشده
diabolized perception
درک شیطانیشده
diabolized context
زمینه شیطانیشده
diabolized persona
شخصیت شیطانیشده
diabolized society
جامعه شیطانیشده
diabolized ideology
ایدئولوژی شیطانیشده
they diabolized their opponents to gain public sympathy.
آنها مخالفان خود را شیطانی جلوه دادند تا همدلی افکار عمومی را به دست آورند.
in the debate, he diabolized the opposing viewpoint unfairly.
در بحث، او دیدگاه مخالف را به طور ناعادلانه شیطانی جلوه داد.
the media often diabolized the politician during the election.
رسانه ها اغلب سیاستمدار را در طول انتخابات شیطانی جلوه دادند.
she felt her actions were diabolized by her peers.
او احساس کرد که اعمالش توسط همسالانش شیطانی جلوه داده شده است.
they diabolized the new policy, claiming it would harm citizens.
آنها سیاست جدید را شیطانی جلوه دادند و ادعا کردند که به شهروندان آسیب خواهد رساند.
he was diabolized in the press after the scandal broke.
پس از فاش شدن رسوایی، او در رسانه ها شیطانی جلوه داده شد.
many people diabolized the changes without understanding their benefits.
بسیاری از مردم تغییرات را شیطانی جلوه دادند بدون اینکه مزایای آنها را درک کنند.
they diabolized the new technology, fearing it would take jobs.
آنها فناوری جدید را شیطانی جلوه دادند و از این که ممکن است شغل ها را از بین ببرد، ترسیدند.
the novel's antagonist was diabolized to emphasize the hero's virtues.
خبیث رمان برای تاکید بر فضایل قهرمان شیطانی جلوه داده شد.
in folklore, the villain was often diabolized for dramatic effect.
در فولکلور، اغلب برای ایجاد جلوه دراماتیک، شرور شیطانی جلوه داده می شد.
diabolized character
شخصیت شیطانیشده
diabolized image
تصویر شیطانیشده
diabolized figure
شخصیت شیطانیشده
diabolized narrative
روایت شیطانیشده
diabolized villain
شرور شیطانیشده
diabolized perception
درک شیطانیشده
diabolized context
زمینه شیطانیشده
diabolized persona
شخصیت شیطانیشده
diabolized society
جامعه شیطانیشده
diabolized ideology
ایدئولوژی شیطانیشده
they diabolized their opponents to gain public sympathy.
آنها مخالفان خود را شیطانی جلوه دادند تا همدلی افکار عمومی را به دست آورند.
in the debate, he diabolized the opposing viewpoint unfairly.
در بحث، او دیدگاه مخالف را به طور ناعادلانه شیطانی جلوه داد.
the media often diabolized the politician during the election.
رسانه ها اغلب سیاستمدار را در طول انتخابات شیطانی جلوه دادند.
she felt her actions were diabolized by her peers.
او احساس کرد که اعمالش توسط همسالانش شیطانی جلوه داده شده است.
they diabolized the new policy, claiming it would harm citizens.
آنها سیاست جدید را شیطانی جلوه دادند و ادعا کردند که به شهروندان آسیب خواهد رساند.
he was diabolized in the press after the scandal broke.
پس از فاش شدن رسوایی، او در رسانه ها شیطانی جلوه داده شد.
many people diabolized the changes without understanding their benefits.
بسیاری از مردم تغییرات را شیطانی جلوه دادند بدون اینکه مزایای آنها را درک کنند.
they diabolized the new technology, fearing it would take jobs.
آنها فناوری جدید را شیطانی جلوه دادند و از این که ممکن است شغل ها را از بین ببرد، ترسیدند.
the novel's antagonist was diabolized to emphasize the hero's virtues.
خبیث رمان برای تاکید بر فضایل قهرمان شیطانی جلوه داده شد.
in folklore, the villain was often diabolized for dramatic effect.
در فولکلور، اغلب برای ایجاد جلوه دراماتیک، شرور شیطانی جلوه داده می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید