diabolo

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈbɒləʊ/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈbɑːloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی اسباب‌بازی جالبی که شامل یک قرقره است که بر روی یک رشته چرخانده و پرتاب می‌شود؛ عمل انجام ترفندها با یک دیابولو
شکل‌های واژه
جمعdiabolos

عبارات و ترکیب‌ها

diabolo tricks

رقص‌های دیابولو

diabolo play

بازی با دیابولو

diabolo string

نخ دیابولو

diabolo competition

مسابقه دیابولو

diabolo skills

مهارت‌های دیابولو

diabolo performance

اجرای دیابولو

diabolo set

ست دیابولو

diabolo act

عمل دیابولو

diabolo show

نمایش دیابولو

diabolo game

بازی دیابولو

جملات نمونه

he is learning to juggle with a diabolo.

او در حال یادگیری شعبده‌بازی با دیابولو است.

the diabolo is a popular toy in many countries.

دیابولو یک اسباب‌بازی محبوب در بسیاری از کشورها است.

she performed an amazing diabolo routine at the circus.

او یک اجرای فوق‌العاده دیابولو در سیرک انجام داد.

learning to master the diabolo takes practice and patience.

تسلط بر دیابولو نیاز به تمرین و صبر دارد.

you can find various types of diabolo in toy stores.

می‌توانید انواع مختلف دیابولو را در فروشگاه‌های اسباب‌بازی پیدا کنید.

he bought a new diabolo for his juggling performance.

او یک دیابولوی جدید برای اجرای شعبده‌بازی خود خرید.

diabolo tricks can impress audiences of all ages.

ح Tricks های دیابولو می تواند مخاطبان در هر سنی را تحت تاثیر قرار دهد.

she enjoys teaching kids how to play with the diabolo.

او از آموزش کودکان نحوه بازی با دیابولو لذت می برد.

in competitions, the diabolo is judged based on creativity.

در مسابقات، دیابولو بر اساس خلاقیت قضاوت می شود.

he often practices his diabolo skills in the park.

او اغلب مهارت های شعبده بازی خود را در پارک تمرین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید