diametrical

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈmɛtrɪkəl/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈmɛtrɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به قطر; دقیقا متضاد

عبارات و ترکیب‌ها

diametrical opposition

مخالفت قطری

diametrical difference

تفاوت قطری

diametrical contrast

تضاد قطری

diametrical views

دیدگاه های قطری

diametrical extremes

افراط و تفریط قطری

diametrical positions

مواضع قطری

diametrical paths

مسیرهای قطری

diametrical alignment

تراز قطری

diametrical conflict

درگیری قطری

diametrical relationship

ارتباط قطری

جملات نمونه

the two proposals are diametrical opposites.

دو پیشنهاد کاملاً متضاد هستند.

his views on the issue are diametrical to mine.

دیدگاه او در مورد این موضوع با دیدگاه من کاملاً متفاوت است.

the diametrical differences between the two cultures are fascinating.

تفاوت‌های اساسی بین دو فرهنگ بسیار جذاب است.

they have diametrical opinions on the future of technology.

آنها نظرات کاملاً متضادی در مورد آینده فناوری دارند.

the researchers found diametrical evidence supporting their theories.

محققان شواهد کاملاً متضادی یافتند که از نظریات آنها پشتیبانی می کند.

her approach is diametrical to the traditional methods.

روش او با روش های سنتی کاملاً متفاوت است.

we had diametrical discussions about the best way to proceed.

ما در مورد بهترین راه برای پیشرفت بحث های کاملاً متضادی داشتیم.

his personality is diametrical to that of his brother.

شخصیت او با شخصیت برادرش کاملاً متفاوت است.

the diametrical nature of their arguments made the debate intense.

ماهیت متضاد استدلال های آنها باعث شد بحث بسیار شدید شود.

diametrical changes in policy can lead to confusion.

تغییرات اساسی در سیاست می تواند منجر به سردرگمی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید