dibs on it
حق من
call dibs
ادعای حق کردن
got dibs
حق من است
dibs here
حق من اینجاست
dibs first
حق من اول باشد
dibs on that
حق من آن است
dibs for me
حق من برای من
dibs now
حق من الان
no dibs
حق من نیست
dibs later
حق من بعداً
i call dibs on the front seat for our road trip.
من حق انتخاب جای جلو برای سفر جادهای را برای خودم میگیرم.
she shouted dibs on the last piece of cake.
او فریاد زد که حق انتخاب تکه آخر کیک را برای خودم میگیرم.
he always calls dibs on the best video games.
او همیشه حق انتخاب بهترین بازیهای ویدیویی را برای خودش میگیرد.
they decided to call dibs on the new apartment.
آنها تصمیم گرفتند حق انتخاب آپارتمان جدید را برای خودشان بگیرند.
i have dibs on the next round of drinks.
من حق انتخاب دور بعدی نوشیدنیها را برای خودم دارم.
she claimed dibs on the biggest slice of pizza.
او ادعا کرد که حق انتخاب بزرگترین تکه پیتزا را برای خودش دارد.
he always calls dibs on the best parking spot.
او همیشه حق انتخاب بهترین جای پارک را برای خودش میگیرد.
we should call dibs on that table before someone else does.
ما باید حق انتخاب آن میز را قبل از اینکه کسی دیگری انجام دهد، برای خودمان بگیریم.
she jokingly said dibs on his jacket.
او به شوخی گفت که حق انتخاب ژاکت او را برای خودش میگیرم.
he always calls dibs on the last cookie in the jar.
او همیشه حق انتخاب آخرین بیسکویت داخل شیشه را برای خودش میگیرد.
dibs on it
حق من
call dibs
ادعای حق کردن
got dibs
حق من است
dibs here
حق من اینجاست
dibs first
حق من اول باشد
dibs on that
حق من آن است
dibs for me
حق من برای من
dibs now
حق من الان
no dibs
حق من نیست
dibs later
حق من بعداً
i call dibs on the front seat for our road trip.
من حق انتخاب جای جلو برای سفر جادهای را برای خودم میگیرم.
she shouted dibs on the last piece of cake.
او فریاد زد که حق انتخاب تکه آخر کیک را برای خودم میگیرم.
he always calls dibs on the best video games.
او همیشه حق انتخاب بهترین بازیهای ویدیویی را برای خودش میگیرد.
they decided to call dibs on the new apartment.
آنها تصمیم گرفتند حق انتخاب آپارتمان جدید را برای خودشان بگیرند.
i have dibs on the next round of drinks.
من حق انتخاب دور بعدی نوشیدنیها را برای خودم دارم.
she claimed dibs on the biggest slice of pizza.
او ادعا کرد که حق انتخاب بزرگترین تکه پیتزا را برای خودش دارد.
he always calls dibs on the best parking spot.
او همیشه حق انتخاب بهترین جای پارک را برای خودش میگیرد.
we should call dibs on that table before someone else does.
ما باید حق انتخاب آن میز را قبل از اینکه کسی دیگری انجام دهد، برای خودمان بگیریم.
she jokingly said dibs on his jacket.
او به شوخی گفت که حق انتخاب ژاکت او را برای خودش میگیرم.
he always calls dibs on the last cookie in the jar.
او همیشه حق انتخاب آخرین بیسکویت داخل شیشه را برای خودش میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید