dibs

[ایالات متحده]/dɪbz/
[بریتانیا]/dɪbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادعای غیررسمی یا حق بر چیزی؛ پول یا چیپ‌هایی که در بازی‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dibs on it

حق من

call dibs

ادعای حق کردن

got dibs

حق من است

dibs here

حق من اینجاست

dibs first

حق من اول باشد

dibs on that

حق من آن است

dibs for me

حق من برای من

dibs now

حق من الان

no dibs

حق من نیست

dibs later

حق من بعداً

جملات نمونه

i call dibs on the front seat for our road trip.

من حق انتخاب جای جلو برای سفر جاده‌ای را برای خودم می‌گیرم.

she shouted dibs on the last piece of cake.

او فریاد زد که حق انتخاب تکه آخر کیک را برای خودم می‌گیرم.

he always calls dibs on the best video games.

او همیشه حق انتخاب بهترین بازی‌های ویدیویی را برای خودش می‌گیرد.

they decided to call dibs on the new apartment.

آنها تصمیم گرفتند حق انتخاب آپارتمان جدید را برای خودشان بگیرند.

i have dibs on the next round of drinks.

من حق انتخاب دور بعدی نوشیدنی‌ها را برای خودم دارم.

she claimed dibs on the biggest slice of pizza.

او ادعا کرد که حق انتخاب بزرگترین تکه پیتزا را برای خودش دارد.

he always calls dibs on the best parking spot.

او همیشه حق انتخاب بهترین جای پارک را برای خودش می‌گیرد.

we should call dibs on that table before someone else does.

ما باید حق انتخاب آن میز را قبل از اینکه کسی دیگری انجام دهد، برای خودمان بگیریم.

she jokingly said dibs on his jacket.

او به شوخی گفت که حق انتخاب ژاکت او را برای خودش می‌گیرم.

he always calls dibs on the last cookie in the jar.

او همیشه حق انتخاب آخرین بیسکویت داخل شیشه را برای خودش می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید