dicey

[ایالات متحده]/'daɪsɪ/
[بریتانیا]/'daɪsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص; پرخطر; خطرناک

جملات نمونه

The situation is getting dicey.

وضعیت در حال وخیم شدن است.

It's a dicey proposition.

این یک پیشنهاد خطرناک است.

The decision is a bit dicey.

تصمیم کمی خطرناک است.

The weather looks dicey for our outdoor event.

هوا برای رویداد فضای باز ما نامناسب به نظر می رسد.

Investing in that company is a dicey move.

سرمایه گذاری در آن شرکت یک حرکت خطرناک است.

The negotiations are in a dicey phase.

مذاکرات در یک مرحله خطرناک قرار دارند.

The relationship between the two countries is dicey.

روابط بین دو کشور نامطمئن است.

It's a dicey situation, proceed with caution.

این یک وضعیت خطرناک است، با احتیاط عمل کنید.

The stock market is looking dicey today.

بازار سهام امروز نامناسب به نظر می رسد.

The project's success is looking dicey at the moment.

موفقیت پروژه در حال حاضر نامطمئن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید