dieback

[ایالات متحده]/ˈdaɪbæk/
[بریتانیا]/ˈdaɪbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرگ جوانه‌های انتهایی یک گیاه؛ وضعیتی که در آن درختان و درختچه‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند و نوک شاخه‌ها می‌میرند
Word Forms
جمعdiebacks

عبارات و ترکیب‌ها

tree dieback

ریزش درخت

plant dieback

ریزش گیاه

dieback disease

بیماری پس‌روی

root dieback

ریزش ریشه

dieback symptoms

علائم پس‌روی

dieback management

مدیریت پس‌روی

dieback control

کنترل پس‌روی

dieback recovery

بهبودی پس‌روی

dieback assessment

ارزیابی پس‌روی

dieback monitoring

نظارت بر پس‌روی

جملات نمونه

the tree showed signs of dieback due to the drought.

درخت علائمی از پژمردگی نشان می‌داد که به دلیل خشکسالی بود.

dieback can be caused by various environmental factors.

پژمردگی می‌تواند ناشی از عوامل محیطی مختلف باشد.

farmers are concerned about dieback affecting their crops.

کشاورزان نگران هستند که پژمردگی به محصولات آنها آسیب برساند.

the dieback of the forest is alarming to ecologists.

پژمردگی جنگل برای دانشمندان محیط زیست نگران کننده است.

proper management can help prevent tree dieback.

مدیریت مناسب می‌تواند به جلوگیری از پژمردگی درختان کمک کند.

dieback often leads to increased pest infestations.

پژمردگی اغلب منجر به افزایش آفت‌زدگی می‌شود.

researchers are studying dieback in urban trees.

محققان در حال مطالعه پژمردگی در درختان شهری هستند.

signs of dieback can indicate underlying health issues in plants.

علائم پژمردگی می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات اساسی سلامتی در گیاهان باشد.

dieback can be a symptom of root rot in plants.

پژمردگی می‌تواند علامتی از پوسیدگی ریشه در گیاهان باشد.

monitoring dieback is essential for forest conservation.

نظارت بر پژمردگی برای حفاظت از جنگل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید