diehard

[ایالات متحده]/ˈdaɪhɑːd/
[بریتانیا]/ˈdaɪhɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور سرسختانه به مجموعه خاصی از باورها یا اصول پایبند است؛ شخصی که در برابر تغییر مقاوم است یا از تسلیم شدن امتناع می‌کند؛ شخصی که لجباز یا انعطاف‌ناپذیر است.

عبارات و ترکیب‌ها

diehard fan

طرفدار سرسخت

diehard supporter

طرفدار سرسخت

diehard believer

باورنده سرسخت

diehard follower

پيرو سرسخت

diehard enthusiast

عاشق سرسخت

diehard loyalist

وفادار سرسخت

diehard activist

فعال سرسخت

diehard critic

منتقد سرسخت

diehard gamer

گیمر سرسخت

diehard romantic

رومانتیک سرسخت

جملات نمونه

he is a diehard fan of the band.

او یک طرفدار متعصب گروه موسیقی است.

she has a diehard commitment to her work.

او تعهد شدیدی به کار خود دارد.

diehard supporters rallied for their team.

طرفداران متعصب برای تیمشان گردهم آمدند.

he remains a diehard optimist despite challenges.

او با وجود چالش‌ها همچنان یک خوش‌بین متعصب باقی می‌ماند.

she is a diehard believer in the cause.

او یک باورمند متعصب به این هدف است.

the movie attracted diehard fans of the genre.

فیلم طرفداران متعصب ژانر را به خود جذب کرد.

he has diehard loyalty to his friends.

او وفاداری شدیدی به دوستانش دارد.

diehard gamers often attend conventions.

گیمرهای متعصب اغلب در کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند.

she is known as a diehard environmentalist.

او به عنوان یک فعال محیط زیست متعصب شناخته می‌شود.

diehard traditions are hard to change.

تغییر سنت‌های متعصب سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید