diferente

[ایالات متحده]/dɪˈfɪərənt/
[بریتانیا]/dɪˈfɪrənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متفاوت؛ متمایز؛ یکسان نیست
n. یک رابط یا صفحه ورود
interj. من فکر نمی‌کنم؛ من مخالف هستم

جملات نمونه

we have a different approach to solving this problem.

ما رویکرد متفاوتی برای حل این مشکل داریم.

each culture has different customs and traditions.

هر فرهنگ دارای روش‌های مختلف و آداب و رسوم است.

the results were completely different from what we expected.

نتایج کاملاً متفاوت از آنچه انتظار داشتیم بود.

she wears a different outfit every day.

او هر روز لباس متفاوتی می‌پوشد.

this is a completely different situation than before.

این یک موقعیت کاملاً متفاوت نسبت به گذشته است.

they live in a different neighborhood now.

اکنون آن‌ها در محله‌ای متفاوت زندگی می‌کنند.

the restaurant offers a different menu every season.

رستوران هر فصل یک منو متفاوت ارائه می‌دهد.

he has a completely different opinion on this matter.

او در مورد این مسئله نظر کاملاً متفاوتی دارد.

we need to take a different route because of the traffic.

به دلیل ترافیک باید مسیر متفاوتی را انتخاب کنیم.

the two sisters have very different personalities.

این دو خواهر شخصیت‌های بسیار متفاوتی دارند.

this recipe is different from my grandmother's version.

این دستور پخت متفاوت از نسخه مامان من است.

i feel like a completely different person after the vacation.

پس از تعطیلات، به نظر می‌رسد من شخصی کاملاً متفاوتی شدم.

they celebrate the holiday in a different way each year.

آن‌ها هر سال به روش متفاوتی این تعطیلات را جشن می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید