differing

[ایالات متحده]/ˈdɪfərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɪfərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متفاوت بودن یا متمایز بودن در طبیعت؛ داشتن نظر متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

differing views

دیدگاه‌های متفاوت

differing opinions

دیدگاه‌های مختلف

differing outcomes

نتایج متفاوت

differing needs

نیازهای متفاوت

differing perspectives

دیدگاه‌های مختلف

differing interests

علایق متفاوت

differing priorities

اولویت‌های متفاوت

differing beliefs

باورهای متفاوت

differing styles

سبک‌های متفاوت

differing approaches

رویکردهای متفاوت

جملات نمونه

people have differing opinions on the matter.

افراد در مورد این موضوع نظرات مختلفی دارند.

there are differing approaches to solving this problem.

روش های مختلفی برای حل این مشکل وجود دارد.

her interests are differing from those of her friends.

علایق او با علایق دوستانش متفاوت است.

the report presents differing viewpoints.

گزارش دیدگاه های مختلفی را ارائه می دهد.

they have differing beliefs about the future.

آنها باورهای متفاوتی در مورد آینده دارند.

we encountered differing reactions to the news.

ما واکنش های مختلفی به این خبر داشتیم.

there are differing standards in various industries.

استانداردهای مختلفی در صنایع مختلف وجود دارد.

students often have differing levels of understanding.

دانش آموزان اغلب سطوح مختلفی از درک مطلب دارند.

they expressed differing concerns during the meeting.

آنها نگرانی های مختلفی را در طول جلسه ابراز کردند.

her differing experiences shaped her perspective.

تجربیات متفاوت او دیدگاه او را شکل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید