digitals

[ایالات متحده]/[ˈdɪdʒɪtlz]/
[بریتانیا]/[ˈdɪdʒɪtlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش‌های دیجیتال اطلاعات؛ انگشتان و انگشت کف دست و پا.
adj. مربوط به یا ویژگی فناوری دیجیتال.

جملات نمونه

we need to improve our digital marketing strategy.

باید استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را بهبود بخشیم.

the company invested heavily in digital infrastructure.

شرکت به طور چشمگیری در زیرساخت‌های دیجیتال سرمایه گذاری کرده است.

she's skilled in using various digital tools.

او مهارت‌های لازم برای استفاده از ابزارهای دیجیتال مختلف را دارد.

the rise of digital platforms has changed the landscape.

ظهور پلتفرم‌های دیجیتال باعث تغییر در منظره شده است.

he manages the company's digital assets effectively.

او به طور مؤثر دارایی‌های دیجیتال شرکت را مدیریت می‌کند.

the digital divide remains a significant challenge.

تفاوت دیجیتال هنوز یک چالش مهم است.

they are exploring new digital business models.

آن‌ها به دنبال مدل‌های کسب و کار دیجیتال جدید هستند.

the impact of digital technology is undeniable.

تأثیر فناوری دیجیتال قابل انکار است.

we analyzed the digital consumer behavior patterns.

ما الگوهای رفتار مصرف‌کننده دیجیتال را تحلیل کردیم.

the team focused on creating engaging digital content.

تیم روی ایجاد محتوای دیجیتال جذاب تمرکز کرد.

the future is increasingly reliant on digital systems.

آینده به طور فزاینده‌ای به سیستم‌های دیجیتال وابسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید