cyber

[ایالات متحده]/ˈsaɪbə/
[بریتانیا]/ˈsaɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های فرهنگ کامپیوترها، فناوری اطلاعات و واقعیت مجازی; از، مربوط به، یا شامل اینترنت

عبارات و ترکیب‌ها

cyber security

امنیت سایبری

cyber attack

حمله سایبری

cyber crime

جرایم سایبری

cyber threat

تهدید سایبری

cyber warfare

جنگ سایبری

cyber space

فضای سایبری

cyber policy

سیاست سایبری

cyber safety

ایمنی سایبری

cyber identity

هویت سایبری

cyber resilience

تاب‌آوری سایبری

جملات نمونه

cybersecurity is essential for protecting sensitive information.

امنیت سایبری برای محافظت از اطلاعات حساس ضروری است.

the rise of cyber threats has increased the demand for security experts.

افزایش تهدیدات سایبری باعث افزایش تقاضا برای متخصصان امنیت شده است.

many companies invest heavily in cyber defense strategies.

شرکت‌های زیادی به طور گسترده در استراتژی‌های دفاع سایبری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

cyber attacks can disrupt essential services and operations.

حملات سایبری می‌توانند خدمات و عملیات ضروری را مختل کنند.

she specializes in cyber law and digital rights.

او در زمینه قانون سایبری و حقوق دیجیتال تخصص دارد.

cyber bullying is a serious issue among teenagers.

آزار و اذیت سایبری یک مشکل جدی در بین نوجوانان است.

he is taking a course on cyber ethics and responsibilities.

او در حال گذراندن یک دوره در مورد اخلاق و مسئولیت‌های سایبری است.

governments are implementing new policies to combat cybercrime.

دولت‌ها سیاست‌های جدیدی را برای مقابله با جرایم سایبری اجرا می‌کنند.

cyber espionage poses a threat to national security.

جاسوسی سایبری تهدیدی برای امنیت ملی است.

understanding cyber threats is crucial for modern businesses.

درک تهدیدات سایبری برای کسب و کارهای مدرن بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید