dimensionlessness

[ایالات متحده]/[dɪˈmenʃən.lɪs]/
[بریتانیا]/[dɪˈmen.ʃən.lɪs]/

ترجمه

adj. بدون ابعاد؛ بیان نشده به صورت طول، عرض یا ارتفاع.
n. حالت یا خاصیت بی‌ابعادی؛ یک مقدار که به صورت طول، عرض یا ارتفاع بیان نشده است؛ یک مقدار یا پارامتر بی‌ابعاد.

عبارات و ترکیب‌ها

achieving dimensionlessness

دستیابی به بی‌بعد بودن

جملات نمونه

the reynolds number is a dimensionless quantity used in fluid mechanics.

عدد رینولدز یک کمیت بی‌بعد در مکانیک سیالات است.

dimensionless analysis helps simplify complex physical systems.

تحلیل بی‌بعد کمک می‌کند تا سیستم‌های فیزیکی پیچیده را ساده‌سازی کنیم.

we used dimensionless variables to scale the model effectively.

ما از متغیرهای بی‌بعد برای مقیاس‌بندی مدل به‌طور مؤثر استفاده کردیم.

the study focused on dimensionless parameters affecting heat transfer.

این مطالعه روی پارامترهای بی‌بعد که بر انتقال حرارت تأثیر می‌گذارند، متمرکز بود.

dimensionless groups provide valuable insights into scaling laws.

گروه‌های بی‌بعد اطلاعات ارزشمندی درباره قوانین مقیاس‌بندی فراهم می‌کنند.

the model's success depended on maintaining dimensionless consistency.

موفقیت مدل به حفظ سازگاری بی‌بعد بستگی داشت.

we normalized the data to obtain dimensionless values.

ما داده‌ها را نرمال‌سازی کردیم تا مقادیر بی‌بعد را به‌دست آوریم.

the dimensionless ratio indicated a transition in the flow regime.

نسبت بی‌بعد یک تغییر در رژیم جریان را نشان داد.

dimensionless scaling allows comparison across different systems.

مقیاس‌بندی بی‌بعد مقایسه بین سیستم‌های مختلف را امکان‌پذیر می‌کند.

the dimensionless shear stress was calculated for the experiment.

تنش برشی بی‌بعد برای آزمایش محاسبه شد.

understanding dimensionless numbers is crucial for engineering design.

فهم اعداد بی‌بعد برای طراحی مهندسی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید