dimout

[ایالات متحده]/ˈdɪmaʊt/
[بریتانیا]/ˈdɪmaʊt/

ترجمه

n. محدودیت نور جزئی; کنترل نور جزئی
Word Forms
جمعdimouts

عبارات و ترکیب‌ها

dimout curtain

پرده دیموت

dimout fabric

پارچه دیموت

dimout shades

پرده‌های دیموت

dimout blinds

کرنده‌های دیموت

dimout lighting

نورپردازی دیموت

dimout screen

صفحه دیموت

dimout zone

منطقه دیموت

dimout mode

حالت دیموت

dimout solution

راه حل دیموت

dimout effect

اثر دیموت

جملات نمونه

the army ordered a dimout to avoid detection.

ارتش به منظور جلوگیری از شناسایی، تخلیه روشنایی را به دستور داد.

during the storm, we had to implement a dimout.

در طول طوفان، مجبور به اجرای تخلیه روشنایی شدیم.

many cities enforce a dimout during energy crises.

شهر‌های زیادی در زمان بحران انرژی، تخلیه روشنایی را اجرا می‌کنند.

they practiced a dimout drill to prepare for emergencies.

آنها برای آمادگی در شرایط اضطراری، تخلیه روشنایی را تمرین کردند.

the dimout helped to reduce light pollution.

تخلیه روشنایی به کاهش آلودگی نوری کمک کرد.

local authorities announced a dimout for the festival.

مقامات محلی اعلام کردند که برای جشنواره تخلیه روشنایی وجود دارد.

residents were advised to follow the dimout guidelines.

به ساکنان توصیه شد دستورالعمل‌های تخلیه روشنایی را دنبال کنند.

the dimout policy was well-received by the community.

سیاست تخلیه روشنایی مورد استقبال جامعه قرار گرفت.

dimouts can significantly save on electricity costs.

تخلیه روشنایی می‌تواند به طور قابل توجهی در هزینه‌های برق صرفه‌جویی کند.

we observed a dimout to honor the victims.

ما تخلیه روشنایی را برای ادای احترام به قربانیان انجام دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید