dined

[ایالات متحده]/daɪnd/
[بریتانیا]/daɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شام خوردن؛ مهمانان را سرگرم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dined out

بیرون غذا خوردیم

dined together

با هم شام خوردیم

dined alone

تنها شام خورد

dined lavishly

به شکلی مجلل شام خورد

dined formally

به صورت رسمی شام خورد

dined frequently

اغراق شام خورد

dined casually

به صورت غیررسمی شام خورد

dined recently

به تازگی شام خورد

dined locally

به صورت محلی شام خورد

dined elegantly

به شکلی زیبا شام خورد

جملات نمونه

we dined at a fancy restaurant last night.

ما در یک رستوران شیک شام خوردیم.

they dined together to celebrate their anniversary.

آنها برای بزرگداشت سالگرد عروسی‌شان با هم شام خوردند.

she dined with her colleagues after work.

او بعد از کار با همکارانش شام خورد.

he dined alone, enjoying the peace and quiet.

او به تنهایی شام خورد و از آرامش و سکوت لذت برد.

we dined outdoors under the stars.

ما زیر نور ستارگان در فضای باز شام خوردیم.

they often dined at home to save money.

آنها اغلب در خانه شام می‌خوردند تا پول صرفه‌جویی کنند.

she dined on a delicious seafood platter.

او یک بشقاب غذای دریایی خوشمزه خورد.

we dined with friends to catch up on life.

ما با دوستانمان شام خوردیم تا از احوال یکدیگر باخبر شویم.

he dined at the new italian restaurant in town.

او در رستوران جدید ایتالیایی شهر شام خورد.

they dined in style for their special occasion.

آنها با وقار و به شایستگی برای مناسبت خاص خود شام خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید