partook

[ایالات متحده]/pɑː'tʊk/
[بریتانیا]/pɑrˈtʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شرکت کرد؛ تقسیم کرد؛ خورد (یک وعده غذا)

جملات نمونه

They partook (of) our triumph.

آنها از پیروزی ما برخوردار شدند.

The guests partook of a delicious dinner.

مهمانان از شام خوشمزه ای لذت بردند.

the birth of twins became an event which partook of the mythic.

تولد دوقلوها به رویدادی تبدیل شد که با اسطوره گره خورده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید