dinger

[ایالات متحده]/ˈdɪŋə/
[بریتانیا]/ˈdɪŋər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خانه دویدن در بیس بال؛ یک نام خانوادگی؛ (بریتانیایی، آلمانی) دینگر

عبارات و ترکیب‌ها

home run dinger

ضربه دو امتیازی

big dinger

ضربه بزرگ

dinger king

پادشاه ضربه

dinger alert

هشدار ضربه

dinger party

جشن ضربه

dinger time

زمان ضربه

dinger season

فصل ضربه

dinger record

رکورد ضربه

dinger celebration

جشنواره ضربه

legendary dinger

ضربه‌ای افسانه‌ای

جملات نمونه

he hit a dinger in the last inning of the game.

او یک دانگر در آخرین اینینگ بازی زد.

that dinger won them the championship.

آن دانگر باعث شد آنها قهرمان شوند.

she celebrated her first dinger with her teammates.

او اولین دانگر خود را با هم تیمی هایش جشن گرفت.

the crowd went wild after the dinger.

بعد از دانگر، جمعیت دیوانه وار شادی کردند.

he was known for hitting dingers throughout his career.

او به خاطر زدن دانگرها در طول دوران حرفه ای خود مشهور بود.

they were hoping for a dinger to tie the game.

آنها امیدوار بودند یک دانگر بزند تا بازی مساوی شود.

his dinger broke the stadium record.

دانگر او رکورد استادیوم را شکست.

after hitting a dinger, he was the star of the game.

بعد از زدن دانگر، او ستاره بازی شد.

she dreams of hitting a dinger in the championship game.

او رویای زدن یک دانگر در بازی قهرمانی را دارد.

the coach praised him for his powerful dinger.

مربی او را به خاطر دانگر قدرتمندش تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید