dingier

[ایالات متحده]/ˈdɪndʒɪə/
[بریتانیا]/ˈdɪndʒɪr/

ترجمه

adj. تیره‌تر و ناخوشایندتر از چیزی دیگر؛ کثیف و کهنه

عبارات و ترکیب‌ها

dingier room

اتاق کثیف‌تر

dingier place

محل کثیف‌تر

dingier streets

خیابان‌های کثیف‌تر

dingier conditions

شرایط کثیف‌تر

dingier appearance

ظاهر کثیف‌تر

dingier neighborhood

محله کثیف‌تر

dingier atmosphere

فضای کثیف‌تر

dingier corners

گوشه‌های کثیف‌تر

dingier buildings

ساختمان‌های کثیف‌تر

dingier furniture

وسایل کثیف‌تر

جملات نمونه

the apartment looked dingier than i remembered.

آپارتمان از آنچه به خاطر داشتم کثیف‌تر به نظر می‌رسید.

after years of neglect, the once vibrant neighborhood became dingier.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، محله‌ای که زمانی پرجنب‌وجوش بود، کثیف‌تر شد.

the restaurant's dingier corners were filled with dust.

گوشه‌های کثیف رستوران پر از گرد و غبار بود.

her clothes looked dingier after the long trip.

لباس‌های او پس از سفر طولانی کثیف‌تر به نظر می‌رسید.

the lighting made the room appear dingier than it actually was.

نور باعث می‌شد اتاق کثیف‌تر از آنچه در واقعیت بود به نظر برسد.

he moved to a dingier part of town to save money.

او برای صرفه‌جویی در هزینه به قسمتی کثیف‌تر از شهر نقل مکان کرد.

over time, the once bright colors faded, leaving the walls dingier.

با گذشت زمان، رنگ‌های روشن قبلی محو شدند و باعث شدند دیوارها کثیف‌تر به نظر برسند.

the basement felt even dingier after the flood.

بعد از سیل، زیرزمین حتی کثیف‌تر به نظر می‌رسید.

they decided to renovate the dingier areas of the building.

آنها تصمیم گرفتند مناطق کثیف ساختمان را بازسازی کنند.

as the sun set, the alley grew dingier and more foreboding.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، کوچه کثیف‌تر و ترسناک‌تر می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید