dinted

[ایالات متحده]/dɪntɪd/
[بریتانیا]/dɪntɪd/

ترجمه

n. تو رفتگی
v. ایجاد یک فرو رفتگی

عبارات و ترکیب‌ها

dinted car

خودروی فرورفته

dinted surface

سطح فرورفته

dinted metal

فلز فرورفته

dinted panel

پنل فرورفته

dinted door

در فرورفته

dinted hood

کاپوت فرورفته

dinted fender

بال عقب فرورفته

dinted finish

پوشش فرورفته

dinted object

شی فرورفته

جملات نمونه

the car door was badly dinted after the accident.

درِ ماشین پس از تصادف به شدت فرور رفته بود.

he noticed a dinted spot on the wall.

او یک نقطه فرور رفته روی دیوار متوجه شد.

the metal surface was dinted from the heavy impact.

سطح فلزی در اثر ضربه شدید فرور رفته بود.

she tried to fix the dinted panel on her bike.

او سعی کرد پنل فرور رفته دوچرخه خود را تعمیر کند.

after the storm, many cars were found with dinted hoods.

پس از طوفان، بسیاری از ماشین‌ها با کاپوت فرور رفته پیدا شدند.

the delivery truck arrived with a dinted cargo box.

کامیون تحویل با یک جعبه بار فرور رفته رسید.

she was upset when she saw her new phone was dinted.

وقتی متوجه شد تلفن جدیدش فرور رفته است، او ناراحت شد.

the sculpture was beautiful, despite being slightly dinted.

مجسمه زیبا بود، با وجود اینکه کمی فرور رفته بود.

the contractor promised to replace the dinted roofing.

پیمانکار قول داد که سقف فرور رفته را تعویض کند.

he carefully examined the dinted area for further damage.

او با دقت ناحیه فرور رفته را برای آسیب بیشتر بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید