diplomatists

[ایالات متحده]/ˈdɪpləʊmətɪst/
[بریتانیا]/ˈdɪpləˌmætɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در دیپلماسی ماهر است؛ فردی که دارای تدبیر و مهارت در انجام مذاکرات است؛ یک دیپلمات؛ فردی که در مانورهای سیاسی ماهر است

عبارات و ترکیب‌ها

diplomatist skills

مهارت‌های دیپلمات

diplomatist role

نقش دیپلمات

diplomatist duties

وظایف دیپلمات

diplomatist training

آموزش دیپلمات

diplomatist career

مسیر شغلی دیپلمات

diplomatist relations

روابط دیپلمات

diplomatist approach

رویکرد دیپلمات

diplomatist tactics

تاکتیک‌های دیپلمات

diplomatist strategies

استراتژی‌های دیپلمات

diplomatist network

شبکه دیپلمات

جملات نمونه

the diplomatist negotiated a peace treaty.

دیپلمات یک پیمان صلح را مذاکره کرد.

as a skilled diplomatist, she resolved the conflict.

به عنوان یک دیپلمات ماهر، او مناقشه را حل کرد.

the diplomatist represented his country at the summit.

دیپلمات کشورش را در اجلاس نمایندگی کرد.

being a diplomatist requires excellent communication skills.

بودن یک دیپلمات نیاز به مهارت های ارتباطی عالی دارد.

the diplomatist was praised for his efforts in diplomacy.

دیپلمات به خاطر تلاش هایش در دیپلماسی مورد تحسین قرار گرفت.

she trained to become a diplomatist from a young age.

او از سن جوانی برای تبدیل شدن به یک دیپلمات آموزش دید.

the diplomatist played a crucial role in the negotiations.

دیپلمات نقش مهمی در مذاکرات داشت.

his experience as a diplomatist helped him navigate complex issues.

تجربه او به عنوان یک دیپلمات به او کمک کرد تا مسائل پیچیده را درک کند.

the diplomatist's insights were invaluable to the discussion.

دیدگاه های دیپلمات برای بحث بسیار ارزشمند بود.

she aspired to be a diplomatist and travel the world.

او آرزو داشت دیپلمات باشد و جهان را سفر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید