disambiguations provided
توضیحات از بین بردن ابهام
seeking disambiguations
در حال جستجوی توضیحات از بین بردن ابهام
further disambiguations
توضیحات بیشتر از بین بردن ابهام
disambiguation process
فرآیند از بین بردن ابهام
reviewing disambiguations
بررسی توضیحات از بین بردن ابهام
adding disambiguations
اضافه کردن توضیحات از بین بردن ابهام
clarify disambiguations
وضاحت توضیحات از بین بردن ابهام
initial disambiguations
توضیحات اولیه از بین بردن ابهام
complex disambiguations
توضیحات پیچیده از بین بردن ابهام
present disambiguations
توضیحات ارائه شده از بین بردن ابهام
the bank by the river offers stunning views.
بانک در کنار رودخانه دید شگفتانگیزی ارائه میدهد.
we need to clarify the scope of the project.
باید دامنه پروژه را روشن کنیم.
the word "right" requires careful disambiguation.
کلمه "درست" نیاز به تفکیک دقیق دارد.
the data presented requires further disambiguation.
دادههای ارائه شده نیاز به تفکیک بیشتری دارند.
disambiguation of the terms is crucial for understanding.
تفکیک مفاهیم برای درک مطالب ضروری است.
the software uses disambiguation to improve search results.
نرمافزار از تفکیک برای بهبود نتایج جستجو استفاده میکند.
the article provides disambiguations for several technical terms.
این مقاله تفکیکهایی برای چندین مفهوم فنی ارائه میدهد.
disambiguation helps avoid misunderstandings in communication.
تفکیک کمک میکند تا در ارتباطات اشتباهات جلوگیری شود.
the algorithm employs disambiguation techniques for text analysis.
الگوریتم از تکنیکهای تفکیک برای تحلیل متن استفاده میکند.
careful disambiguation is necessary when interpreting data.
تفکیک دقیق در زمان تفسیر دادهها ضروری است.
the system uses disambiguation to resolve ambiguity.
سیستم از تفکیک برای حل ابهامات استفاده میکند.
disambiguations provided
توضیحات از بین بردن ابهام
seeking disambiguations
در حال جستجوی توضیحات از بین بردن ابهام
further disambiguations
توضیحات بیشتر از بین بردن ابهام
disambiguation process
فرآیند از بین بردن ابهام
reviewing disambiguations
بررسی توضیحات از بین بردن ابهام
adding disambiguations
اضافه کردن توضیحات از بین بردن ابهام
clarify disambiguations
وضاحت توضیحات از بین بردن ابهام
initial disambiguations
توضیحات اولیه از بین بردن ابهام
complex disambiguations
توضیحات پیچیده از بین بردن ابهام
present disambiguations
توضیحات ارائه شده از بین بردن ابهام
the bank by the river offers stunning views.
بانک در کنار رودخانه دید شگفتانگیزی ارائه میدهد.
we need to clarify the scope of the project.
باید دامنه پروژه را روشن کنیم.
the word "right" requires careful disambiguation.
کلمه "درست" نیاز به تفکیک دقیق دارد.
the data presented requires further disambiguation.
دادههای ارائه شده نیاز به تفکیک بیشتری دارند.
disambiguation of the terms is crucial for understanding.
تفکیک مفاهیم برای درک مطالب ضروری است.
the software uses disambiguation to improve search results.
نرمافزار از تفکیک برای بهبود نتایج جستجو استفاده میکند.
the article provides disambiguations for several technical terms.
این مقاله تفکیکهایی برای چندین مفهوم فنی ارائه میدهد.
disambiguation helps avoid misunderstandings in communication.
تفکیک کمک میکند تا در ارتباطات اشتباهات جلوگیری شود.
the algorithm employs disambiguation techniques for text analysis.
الگوریتم از تکنیکهای تفکیک برای تحلیل متن استفاده میکند.
careful disambiguation is necessary when interpreting data.
تفکیک دقیق در زمان تفسیر دادهها ضروری است.
the system uses disambiguation to resolve ambiguity.
سیستم از تفکیک برای حل ابهامات استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید