easily disassemblable
به راحتی قابل جداسازی
fully disassemblable
کاملاً قابل جداسازی
modular disassemblable
ماژولار قابل جداسازی
disassemblable design
طراحی قابل جداسازی
the modular furniture is designed to be easily disassemblable for transportation and storage.
اثاثات ماژولار به گونهای طراحی شدهاند که به راحتی قابل جداسازی برای حمل و نقل و نگهداری باشند.
engineers developed a fully disassemblable drone that can be compactly packed for travel.
مهندسان یک پهپاد کاملاً قابل جداسازی طراحی کردند که بتوان آن را به صورت فشرده برای سفر بستهبندی کرد.
this disassemblable laptop stand allows users to adjust height and angle for ergonomic comfort.
این پایه لپ تاپ قابل جداسازی به کاربران اجازه میدهد تا ارتفاع و زاویه را برای راحتی ارگونومیک تنظیم کنند.
the laboratory equipment features a disassemblable design for thorough cleaning and sterilization.
تجهیزات آزمایشگاهی دارای طراحی قابل جداسازی برای تمیز کردن و استریل کردن کامل هستند.
manufacturers now prefer disassemblable products to comply with environmental recycling regulations.
تولیدکنندگان اکنون ترجیح میدهند محصولات قابل جداسازی را برای رعایت مقررات بازیافت محیط زیست انتخاب کنند.
our new tool case is completely disassemblable and customizable for different professional needs.
جعبه ابزار جدید ما کاملاً قابل جداسازی و قابل تنظیم برای نیازهای حرفهای مختلف است.
the disassemblable robot arm can be reconfigured for various industrial automation tasks.
بازوی رباتیک قابل جداسازی را میتوان برای انجام وظایف مختلف اتوماسیون صنعتی دوباره پیکربندی کرد.
architects specified disassemblable building components for future renovation and expansion projects.
معماران اجزای سازمانی قابل جداسازی را برای پروژههای بازسازی و توسعه آینده مشخص کردند.
this disassemblable solar panel system can be easily transported to remote locations for installation.
این سیستم پنل خورشیدی قابل جداسازی را میتوان به راحتی برای نصب به مکانهای دورافتاده حمل کرد.
the company offers disassemblable exhibition booths that can be reused for multiple trade shows.
این شرکت غرفههای نمایشگاهی قابل جداسازی ارائه میدهد که میتوان از آنها برای چندین نمایشگاه تجاری دوباره استفاده کرد.
military equipment often requires disassemblable features for rapid deployment and field maintenance.
تجهیزات نظامی اغلب به ویژگیهای قابل جداسازی برای استقرار سریع و نگهداری در محل نیاز دارند.
modern electronics should be designed to be disassemblable for effective e-waste recycling programs.
وسایل الکترونیکی مدرن باید به گونهای طراحی شوند که برای برنامههای موثر بازیافت زبالههای الکترونیکی قابل جداسازی باشند.
easily disassemblable
به راحتی قابل جداسازی
fully disassemblable
کاملاً قابل جداسازی
modular disassemblable
ماژولار قابل جداسازی
disassemblable design
طراحی قابل جداسازی
the modular furniture is designed to be easily disassemblable for transportation and storage.
اثاثات ماژولار به گونهای طراحی شدهاند که به راحتی قابل جداسازی برای حمل و نقل و نگهداری باشند.
engineers developed a fully disassemblable drone that can be compactly packed for travel.
مهندسان یک پهپاد کاملاً قابل جداسازی طراحی کردند که بتوان آن را به صورت فشرده برای سفر بستهبندی کرد.
this disassemblable laptop stand allows users to adjust height and angle for ergonomic comfort.
این پایه لپ تاپ قابل جداسازی به کاربران اجازه میدهد تا ارتفاع و زاویه را برای راحتی ارگونومیک تنظیم کنند.
the laboratory equipment features a disassemblable design for thorough cleaning and sterilization.
تجهیزات آزمایشگاهی دارای طراحی قابل جداسازی برای تمیز کردن و استریل کردن کامل هستند.
manufacturers now prefer disassemblable products to comply with environmental recycling regulations.
تولیدکنندگان اکنون ترجیح میدهند محصولات قابل جداسازی را برای رعایت مقررات بازیافت محیط زیست انتخاب کنند.
our new tool case is completely disassemblable and customizable for different professional needs.
جعبه ابزار جدید ما کاملاً قابل جداسازی و قابل تنظیم برای نیازهای حرفهای مختلف است.
the disassemblable robot arm can be reconfigured for various industrial automation tasks.
بازوی رباتیک قابل جداسازی را میتوان برای انجام وظایف مختلف اتوماسیون صنعتی دوباره پیکربندی کرد.
architects specified disassemblable building components for future renovation and expansion projects.
معماران اجزای سازمانی قابل جداسازی را برای پروژههای بازسازی و توسعه آینده مشخص کردند.
this disassemblable solar panel system can be easily transported to remote locations for installation.
این سیستم پنل خورشیدی قابل جداسازی را میتوان به راحتی برای نصب به مکانهای دورافتاده حمل کرد.
the company offers disassemblable exhibition booths that can be reused for multiple trade shows.
این شرکت غرفههای نمایشگاهی قابل جداسازی ارائه میدهد که میتوان از آنها برای چندین نمایشگاه تجاری دوباره استفاده کرد.
military equipment often requires disassemblable features for rapid deployment and field maintenance.
تجهیزات نظامی اغلب به ویژگیهای قابل جداسازی برای استقرار سریع و نگهداری در محل نیاز دارند.
modern electronics should be designed to be disassemblable for effective e-waste recycling programs.
وسایل الکترونیکی مدرن باید به گونهای طراحی شوند که برای برنامههای موثر بازیافت زبالههای الکترونیکی قابل جداسازی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید