disbandments

[ایالات متحده]/dis'bændmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل آزاد کردن نیروها یا یک سازمان؛ انحلال نیروها یا یک سازمان.

عبارات و ترکیب‌ها

official disbandment

فسخ رسمی

unilateral disbandment

فسخ یک‌طرفه

voluntary disbandment

فسخ داوطلبانه

sudden disbandment

فسخ ناگهانی

complete disbandment

فسخ کامل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید