discipled

[ایالات متحده]/ˈdɪsɪpəld/
[بریتانیا]/ˈdɪsəpəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آموزش دیده یا تربیت شده توسط یک معلم یا رهبر

عبارات و ترکیب‌ها

discipled life

زندگی شاگردی

discipled community

جامعه شاگردی

discipled follower

شاگرد پیرو

discipled journey

سفر شاگردی

discipled heart

قلب شاگردی

discipled mindset

نگرش شاگردی

discipled faith

ایمان شاگردی

discipled approach

رویکرد شاگردی

discipled relationship

رابطه شاگردی

discipled practice

تمرین شاگردی

جملات نمونه

he was discipled by a well-known pastor.

او توسط یک کشیش معروف شاگردی شده بود.

many young believers are discipled in small groups.

بسیاری از جوانان ایمان‌دار در گروه‌های کوچک شاگردی می‌شوند.

she felt blessed to be discipled by her mentor.

او احساس خوشبختی کرد که توسط مربی خود شاگردی شده است.

they are discipled through regular bible studies.

آنها از طریق مطالعه منظم کتاب مقدس شاگردی می‌شوند.

he has been discipled for several years.

او سال‌هاست که شاگردی شده است.

discipled individuals often lead others to faith.

افراد شاگردی شده اغلب دیگران را به ایمان هدایت می‌کنند.

the church offers programs to help people get discipled.

کلیسا برنامه‌هایی را برای کمک به مردم برای شاگردی شدن ارائه می‌دهد.

she is passionate about discipled leadership development.

او نسبت به توسعه رهبری شاگردی مشتاق است.

he believes everyone should be discipled at some point.

او معتقد است که همه باید در یک مقطعی شاگردی شوند.

discipled communities often grow stronger together.

جامعه‌های شاگردی اغلب با هم قوی‌تر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید