discipleship

[ایالات متحده]/di'saipleʃip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا دوره شاگردی.

عبارات و ترکیب‌ها

Christian discipleship

شاگردی مسیحی

جملات نمونه

He is committed to his discipleship journey.

او به سفر شاگردی خود متعهد است.

Discipleship requires dedication and perseverance.

شاگردی نیاز به تعهد و پشتکار دارد.

She found great fulfillment in her discipleship to the spiritual teacher.

او احساس رضایت زیادی در شاگردی خود از معلم معنوی داشت.

The church emphasizes the importance of discipleship in growing one's faith.

کلیسای تأکید زیادی بر اهمیت شاگردی در رشد ایمان دارد.

They meet regularly for discipleship training sessions.

آنها به طور منظم برای جلسات آموزشی شاگردی ملاقات می کنند.

Discipleship involves learning from a mentor or spiritual guide.

شاگردی شامل یادگیری از یک مربی یا راهنمای معنوی است.

The discipleship program focuses on developing character and values.

برنامه شاگردی بر توسعه شخصیت و ارزش ها تمرکز دارد.

She decided to deepen her discipleship by studying the scriptures more diligently.

او تصمیم گرفت با مطالعه دقیق تر متون مقدس، شاگردی خود را عمیق تر کند.

Discipleship is a lifelong journey of growth and transformation.

شاگردی یک سفر مادام العمر رشد و تحول است.

The mentor provided guidance and support throughout the discipleship process.

مربی در طول فرآیند شاگردی، راهنمایی و پشتیبانی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید