discolourings

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌlə(r)ɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌlərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تغییر رنگ یا محو شدن

عبارات و ترکیب‌ها

discolouring agent

عامل تغییر رنگ

discolouring effect

اثر تغییر رنگ

discolouring process

فرآیند تغییر رنگ

discolouring treatment

درمان تغییر رنگ

discolouring factor

عامل تغییر رنگ دهنده

discolouring material

مواد تغییر رنگ دهنده

discolouring compound

ترکیب تغییر رنگ دهنده

discolouring solution

محلول تغییر رنگ دهنده

discolouring phenomenon

پدیده تغییر رنگ

جملات نمونه

the sun is discolouring the fabric of the curtains.

خورشید باعث تغییر رنگ پارچه پرده‌ها می‌شود.

her smile was discolouring the mood of the room.

لبخند او حال و هوای اتاق را تغییر می‌داد.

discolouring can occur when food is left out too long.

تغییر رنگ ممکن است زمانی رخ دهد که غذا بیش از حد طولانی بیرون رها شود.

water can cause discolouring of the walls over time.

آب می‌تواند باعث تغییر رنگ دیوارها در طول زمان شود.

he noticed the discolouring of the paint on the house.

او متوجه تغییر رنگ رنگ خانه شد.

discolouring of teeth can be caused by certain foods.

تغییر رنگ دندان‌ها می‌تواند ناشی از برخی غذاها باشد.

she used a special cleaner to prevent discolouring.

او از یک پاک کننده خاص برای جلوگیری از تغییر رنگ استفاده کرد.

discolouring can be a sign of aging in materials.

تغییر رنگ می‌تواند نشانه‌ای از پیری در مواد باشد.

they are investigating the discolouring of the artwork.

آنها در حال بررسی تغییر رنگ اثر هنری هستند.

regular maintenance can help prevent discolouring.

تعویض منظم می‌تواند به جلوگیری از تغییر رنگ کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید