discomposures arise
ایجاد ناخوشایندهای
overcome discomposures
غلبه بر ناخوشایندهای
discomposures increase
افزایش ناخوشایندهای
manage discomposures
مدیریت ناخوشایندهای
discomposures persist
دوام ناخوشایندهای
discomposures diminish
کاهش ناخوشایندهای
acknowledge discomposures
پذیرش ناخوشایندهای
discomposures manifest
ظاهر شدن ناخوشایندهای
address discomposures
رسیدگی به ناخوشایندهای
discomposures surface
ظهور ناخوشایندهای
her discomposures were evident during the presentation.
اختلالات او در طول ارائه آشکار بود.
he tried to hide his discomposures, but it was too obvious.
او سعی کرد اختلالات خود را پنهان کند، اما خیلی واضح بود.
the unexpected question caused a moment of discomposure.
سوال غیرمنتظره باعث یک لحظه آشفتگی شد.
she managed to regain her composure after a brief discomposure.
او پس از یک دوره کوتاه آشفتگی توانست آرامش خود را دوباره به دست آورد.
his discomposures were a result of the sudden changes.
اختلالات او نتیجه تغییرات ناگهانی بود.
despite her discomposures, she delivered a great speech.
با وجود اختلالاتش، او یک سخنرانی عالی ارائه داد.
the team's discomposures were apparent during the crucial match.
اختلالات تیم در طول مسابقه حیاتی آشکار بود.
his discomposures were masked by a confident smile.
اختلالات او با لبخند با اعتماد به نفس پنهان شده بود.
she felt a wave of discomposure wash over her before the exam.
او قبل از امتحان احساس کرد که موجی از آشفتگی بر او غلبه می کند.
the discomposures of the crowd were palpable after the announcement.
آشفتگی جمعیت پس از اعلام قابل لمس بود.
discomposures arise
ایجاد ناخوشایندهای
overcome discomposures
غلبه بر ناخوشایندهای
discomposures increase
افزایش ناخوشایندهای
manage discomposures
مدیریت ناخوشایندهای
discomposures persist
دوام ناخوشایندهای
discomposures diminish
کاهش ناخوشایندهای
acknowledge discomposures
پذیرش ناخوشایندهای
discomposures manifest
ظاهر شدن ناخوشایندهای
address discomposures
رسیدگی به ناخوشایندهای
discomposures surface
ظهور ناخوشایندهای
her discomposures were evident during the presentation.
اختلالات او در طول ارائه آشکار بود.
he tried to hide his discomposures, but it was too obvious.
او سعی کرد اختلالات خود را پنهان کند، اما خیلی واضح بود.
the unexpected question caused a moment of discomposure.
سوال غیرمنتظره باعث یک لحظه آشفتگی شد.
she managed to regain her composure after a brief discomposure.
او پس از یک دوره کوتاه آشفتگی توانست آرامش خود را دوباره به دست آورد.
his discomposures were a result of the sudden changes.
اختلالات او نتیجه تغییرات ناگهانی بود.
despite her discomposures, she delivered a great speech.
با وجود اختلالاتش، او یک سخنرانی عالی ارائه داد.
the team's discomposures were apparent during the crucial match.
اختلالات تیم در طول مسابقه حیاتی آشکار بود.
his discomposures were masked by a confident smile.
اختلالات او با لبخند با اعتماد به نفس پنهان شده بود.
she felt a wave of discomposure wash over her before the exam.
او قبل از امتحان احساس کرد که موجی از آشفتگی بر او غلبه می کند.
the discomposures of the crowd were palpable after the announcement.
آشفتگی جمعیت پس از اعلام قابل لمس بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید