disconformity

[ایالات متحده]/ˌdɪskənˈfɔːmɪti/
[بریتانیا]/ˌdɪskənˈfɔrmɪti/

ترجمه

n. ناهماهنگی یا تناقض; اصطلاح زمین‌شناسی برای نوعی عدم تطابق

عبارات و ترکیب‌ها

disconformity layer

لایه ناهم‌سانی

disconformity surface

سطح ناهم‌سانی

disconformity boundary

مرز ناهم‌سانی

disconformity rock

سنگ ناهم‌سانی

disconformity evidence

اثبات ناهم‌سانی

disconformity relationship

ارتباط ناهم‌سانی

disconformity analysis

تجزیه و تحلیل ناهم‌سانی

disconformity feature

ویژگی ناهم‌سانی

disconformity study

مطالعه ناهم‌سانی

disconformity formation

تشکیل ناهم‌سانی

جملات نمونه

there was a noticeable disconformity between the data sets.

بین مجموعه‌های داده، یک عدم تطابق قابل توجه وجود داشت.

the disconformity in the reports raised several questions.

عدم تطابق در گزارش‌ها سوالات متعددی را ایجاد کرد.

scientists studied the disconformity in geological layers.

دانشمندان لایه‌های زمین‌شناسی را برای بررسی عدم تطابق مطالعه کردند.

the disconformity of opinions led to a heated debate.

عدم تطابق در نظرات منجر به بحثی داغ شد.

we need to address the disconformity in our policies.

ما باید عدم تطابق را در سیاست‌های خود مورد توجه قرار دهیم.

disconformity can often indicate a problem in the process.

عدم تطابق اغلب می‌تواند نشان‌دهنده مشکلی در فرآیند باشد.

there is a disconformity in the expectations and the results.

عدم تطابق بین انتظارات و نتایج وجود دارد.

the disconformity between theory and practice is concerning.

عدم تطابق بین تئوری و عمل نگران‌کننده است.

identifying disconformity is crucial for accurate analysis.

شناسایی عدم تطابق برای تجزیه و تحلیل دقیق بسیار مهم است.

they discovered a disconformity in the historical records.

آنها عدم تطابق را در سوابق تاریخی کشف کردند.

the disconformity between the two reports raised several questions.

عدم تطابق بین دو گزارش سوالات متعددی را ایجاد کرد.

there is a noticeable disconformity in the data sets provided.

در مجموعه‌های داده ارائه شده، یک عدم تطابق قابل توجه وجود دارد.

the disconformity in his actions and words was concerning.

عدم تطابق بین اعمال و گفته‌های او نگران‌کننده بود.

researchers are studying the disconformity in geological layers.

محققان لایه‌های زمین‌شناسی را برای بررسی عدم تطابق مطالعه می‌کنند.

her disconformity with the company's values led to her resignation.

عدم تطابق او با ارزش‌های شرکت منجر به استعفای او شد.

the disconformity in the architectural design caused delays.

عدم تطابق در طراحی معماری باعث تاخیر شد.

they noted a disconformity in the timeline of events.

آنها عدم تطابق را در جدول زمانی وقایع یادداشت کردند.

the disconformity between expectations and reality was stark.

عدم تطابق بین انتظارات و واقعیت بسیار آشکار بود.

addressing the disconformity in the curriculum is essential.

رسیدگی به عدم تطابق در برنامه درسی ضروری است.

his disconformity with the team’s goals was evident.

عدم تطابق او با اهداف تیم آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید