discretize

[ایالات متحده]/dɪsˈkriːtaɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈkriːtaɪz/

ترجمه

vt. چیزی را مجزا یا متمایز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

discretize data

گسسته سازی داده

discretize variables

گسسته سازی متغیرها

discretize time

گسسته سازی زمان

discretize model

گسسته سازی مدل

discretize function

گسسته سازی تابع

discretize space

گسسته سازی فضا

discretize signals

گسسته سازی سیگنال‌ها

discretize intervals

گسسته سازی بازه‌ها

discretize range

گسسته سازی محدوده

discretize approach

گسسته سازی روش

جملات نمونه

we need to discretize the continuous data for better analysis.

ما نیاز داریم داده‌های پیوسته را برای تحلیل بهتر گسسته کنیم.

to improve the algorithm, we should discretize the input variables.

برای بهبود الگوریتم، باید متغیرهای ورودی را گسسته کنیم.

it is essential to discretize the time intervals in this simulation.

در این شبیه‌سازی، گسسته‌سازی بازه‌های زمانی ضروری است.

researchers often discretize the model to simplify calculations.

محققان اغلب مدل را برای ساده‌سازی محاسبات گسسته می‌کنند.

we can discretize the function to analyze its behavior more easily.

ما می‌توانیم تابع را گسسته کنیم تا رفتار آن را راحت‌تر تجزیه و تحلیل کنیم.

in machine learning, we often need to discretize features.

در یادگیری ماشین، اغلب به گسسته‌سازی ویژگی‌ها نیاز داریم.

to perform the analysis, we must discretize the observed values.

برای انجام تحلیل، باید مقادیر مشاهده شده را گسسته کنیم.

before modeling, we should discretize the continuous variables.

قبل از مدل‌سازی، باید متغیرهای پیوسته را گسسته کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید