| قسمت سوم فعل | quantized |
| زمان گذشته | quantized |
| صفت یا فعل حال استمراری | quantizing |
| شکل سوم شخص مفرد | quantizes |
quantize signal
کوانتیزه کردن سیگنال
quantize values
کوانتیزه کردن مقادیر
quantize levels
کوانتیزه کردن سطوح
quantize data
کوانتیزه کردن داده
quantize error
کوانتیزه کردن خطا
quantize function
تابع کوانتیزه
quantize amplitude
کوانتیزه کردن دامنه
quantize range
کوانتیزه کردن محدوده
quantize spectrum
کوانتیزه کردن طیف
quantize process
فرآیند کوانتیزه
we need to quantize the audio signal for better processing.
ما نیاز داریم سیگنال صوتی را برای پردازش بهتر کوانتیزه کنیم.
the algorithm will quantize the image to reduce its size.
الگوریتم تصویر را برای کاهش اندازه آن کوانتیزه خواهد کرد.
in physics, we often quantize energy levels in atoms.
در فیزیک، ما اغلب سطوح انرژی در اتمها را کوانتیزه میکنیم.
to improve performance, we must quantize the model parameters.
برای بهبود عملکرد، باید پارامترهای مدل را کوانتیزه کنیم.
they decided to quantize the data to make it more manageable.
آنها تصمیم گرفتند داده ها را برای مدیریت بهتر کوانتیزه کنند.
quantizing the waveform can help with compression.
کوانتیزه کردن شکل موج می تواند به فشرده سازی کمک کند.
it's essential to quantize the values before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، کوانتیزه کردن مقادیر ضروری است.
we can quantize the frequency spectrum for better visualization.
ما می توانیم طیف فرکانس را برای تجسم بهتر کوانتیزه کنیم.
when modeling the system, we need to quantize the inputs.
هنگام مدل سازی سیستم، ما نیاز داریم ورودی ها را کوانتیزه کنیم.
to save memory, we often quantize the neural network weights.
برای صرفه جویی در حافظه، اغلب وزن های شبکه عصبی را کوانتیزه می کنیم.
quantize signal
کوانتیزه کردن سیگنال
quantize values
کوانتیزه کردن مقادیر
quantize levels
کوانتیزه کردن سطوح
quantize data
کوانتیزه کردن داده
quantize error
کوانتیزه کردن خطا
quantize function
تابع کوانتیزه
quantize amplitude
کوانتیزه کردن دامنه
quantize range
کوانتیزه کردن محدوده
quantize spectrum
کوانتیزه کردن طیف
quantize process
فرآیند کوانتیزه
we need to quantize the audio signal for better processing.
ما نیاز داریم سیگنال صوتی را برای پردازش بهتر کوانتیزه کنیم.
the algorithm will quantize the image to reduce its size.
الگوریتم تصویر را برای کاهش اندازه آن کوانتیزه خواهد کرد.
in physics, we often quantize energy levels in atoms.
در فیزیک، ما اغلب سطوح انرژی در اتمها را کوانتیزه میکنیم.
to improve performance, we must quantize the model parameters.
برای بهبود عملکرد، باید پارامترهای مدل را کوانتیزه کنیم.
they decided to quantize the data to make it more manageable.
آنها تصمیم گرفتند داده ها را برای مدیریت بهتر کوانتیزه کنند.
quantizing the waveform can help with compression.
کوانتیزه کردن شکل موج می تواند به فشرده سازی کمک کند.
it's essential to quantize the values before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، کوانتیزه کردن مقادیر ضروری است.
we can quantize the frequency spectrum for better visualization.
ما می توانیم طیف فرکانس را برای تجسم بهتر کوانتیزه کنیم.
when modeling the system, we need to quantize the inputs.
هنگام مدل سازی سیستم، ما نیاز داریم ورودی ها را کوانتیزه کنیم.
to save memory, we often quantize the neural network weights.
برای صرفه جویی در حافظه، اغلب وزن های شبکه عصبی را کوانتیزه می کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید