severe disfiguration
بدشکلی شدید
facial disfiguration
بدشکلی صورت
permanent disfiguration
بدشکلی دائمی
skin disfiguration
بدشکلی پوست
cosmetic disfiguration
بدشکلی زیباییشناختی
traumatic disfiguration
بدشکلی ناشی از آسیب
birth disfiguration
بدشکلی مادرزادی
congenital disfiguration
بدشکلی مادرزادی
minor disfiguration
بدشکلی جزئی
surgical disfiguration
بدشکلی ناشی از جراحی
his disfiguration was a result of the accident.
تشوه او نتیجه حادثه بود.
the disfiguration of the statue shocked the visitors.
تشوه مجسمه بازدیدکنندگان را شوکه کرد.
she struggled with feelings of disfiguration after the surgery.
او پس از جراحی با احساسات ناشی از تشوه دست و پنجه نرم کرد.
the artist portrayed disfiguration in a haunting manner.
هنرمند تشوه را به روشی دلخراش به تصویر کشید.
disfiguration can lead to social stigma.
تشوه می تواند منجر به انگ اجتماعی شود.
they offered support to those facing disfiguration.
آنها از کسانی که با تشوه روبرو بودند حمایت کردند.
his disfiguration did not define his character.
تشوه او شخصیت او را تعریف نکرد.
disfiguration in nature can be caused by pollution.
تشوه در طبیعت می تواند ناشی از آلودگی باشد.
the film explored themes of beauty and disfiguration.
فیلم مضامین زیبایی و تشوه را بررسی کرد.
they campaigned against the disfiguration of historical sites.
آنها برای جلوگیری از تخریب اماکن تاریخی کمپین کردند.
severe disfiguration
بدشکلی شدید
facial disfiguration
بدشکلی صورت
permanent disfiguration
بدشکلی دائمی
skin disfiguration
بدشکلی پوست
cosmetic disfiguration
بدشکلی زیباییشناختی
traumatic disfiguration
بدشکلی ناشی از آسیب
birth disfiguration
بدشکلی مادرزادی
congenital disfiguration
بدشکلی مادرزادی
minor disfiguration
بدشکلی جزئی
surgical disfiguration
بدشکلی ناشی از جراحی
his disfiguration was a result of the accident.
تشوه او نتیجه حادثه بود.
the disfiguration of the statue shocked the visitors.
تشوه مجسمه بازدیدکنندگان را شوکه کرد.
she struggled with feelings of disfiguration after the surgery.
او پس از جراحی با احساسات ناشی از تشوه دست و پنجه نرم کرد.
the artist portrayed disfiguration in a haunting manner.
هنرمند تشوه را به روشی دلخراش به تصویر کشید.
disfiguration can lead to social stigma.
تشوه می تواند منجر به انگ اجتماعی شود.
they offered support to those facing disfiguration.
آنها از کسانی که با تشوه روبرو بودند حمایت کردند.
his disfiguration did not define his character.
تشوه او شخصیت او را تعریف نکرد.
disfiguration in nature can be caused by pollution.
تشوه در طبیعت می تواند ناشی از آلودگی باشد.
the film explored themes of beauty and disfiguration.
فیلم مضامین زیبایی و تشوه را بررسی کرد.
they campaigned against the disfiguration of historical sites.
آنها برای جلوگیری از تخریب اماکن تاریخی کمپین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید