disgorging

[ایالات متحده]/dɪsˈɡɔːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈɡɔrdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مجبور شدن به واگذاری یا اخراج چیزی (به ویژه کالاهای غیرقانونی)

عبارات و ترکیب‌ها

disgorging fish

خروجی دادن ماهی

disgorging food

خروجی دادن غذا

disgorging liquid

خروجی دادن مایع

disgorging contents

خروجی دادن محتویات

disgorging waste

خروجی دادن زباله

disgorging water

خروجی دادن آب

disgorging toxins

خروجی دادن سموم

disgorging debris

خروجی دادن آوار

disgorging chemicals

خروجی دادن مواد شیمیایی

disgorging air

خروجی دادن هوا

جملات نمونه

the volcano is disgorging ash and lava.

آتش‌فشان خاکستر و گدازه فوران می‌کند.

the fish was disgorging its last meal.

ماهی آخرین وعده غذایی خود را بیرون می‌ریخت.

after the storm, the river began disgorging debris.

بعد از طوفان، رودخانه شروع به بیرون ریختن آوار کرد.

the whale was disgorging water as it surfaced.

نهنگ در حال بیرون ریختن آب بود زیرا به سطح آب می‌رسید.

the factory was disgorging smoke into the air.

کارخانه دود را به هوا بیرون می‌ریخت.

the child was disgorging the contents of his pockets.

کودک محتویات جیب‌های خود را بیرون می‌ریخت.

after the meal, he was disgorging the leftovers.

بعد از غذا، او غذای باقی‌مانده را بیرون می‌ریخت.

the storm caused the ocean to start disgorging debris.

طوفان باعث شد اقیانوس شروع به بیرون ریختن آوار کند.

the engine was disgorging fumes into the atmosphere.

موتور دود را به اتمسفر بیرون می‌ریخت.

the dog was disgorging water after a swim.

سگ بعد از شنا آب را بیرون می‌ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید