dishwares

[ایالات متحده]/ˈdɪʃwɛəz/
[بریتانیا]/ˈdɪʃwɛrz/

ترجمه

n. وسایل استفاده شده برای سرو یا خوردن غذا

عبارات و ترکیب‌ها

fine dishwares

ظروف مجلل

ceramic dishwares

ظروف سرامیکی

colorful dishwares

ظروف رنگارنگ

modern dishwares

ظروف مدرن

antique dishwares

ظروف عتیقه

durable dishwares

ظروف بادوام

luxury dishwares

ظروف لوکس

glass dishwares

ظروف شیشه ای

disposable dishwares

ظروف یکبار مصرف

traditional dishwares

ظروف سنتی

جملات نمونه

we need to buy new dishwares for the dinner party.

ما باید ظروف جدید برای مهمانی شام بخریم.

the dishwares were beautifully arranged on the table.

ظروف به زیبایی روی میز چیده شده بودند.

she collects antique dishwares from different countries.

او ظروف قدیمی را از کشورهای مختلف جمع آوری می کند.

make sure to wash the dishwares after the meal.

مطمئن شوید که بعد از غذا ظروف را بشویید.

these dishwares are made of fine china.

این ظروف از چینی خوب ساخته شده اند.

they decided to donate their old dishwares to charity.

آنها تصمیم گرفتند ظروف قدیمی خود را به خیریه اهدا کنند.

her dishwares set includes plates, bowls, and cups.

ست ظروف او شامل بشقاب ها، کاسه ها و فنجان ها است.

we should display our dishwares in the cabinet.

ما باید ظروف خود را در کابینت به نمایش بگذاریم.

choosing the right dishwares can enhance the dining experience.

انتخاب ظروف مناسب می تواند تجربه غذا خوردن را بهبود بخشد.

they were excited to receive new dishwares as a wedding gift.

آنها از دریافت ظروف جدید به عنوان هدیه عروسی هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید