| شکل سوم شخص مفرد | disinfests |
| صفت یا فعل حال استمراری | disinfesting |
| زمان گذشته | disinfested |
| قسمت سوم فعل | disinfested |
disinfest area
گندهزدایی منطقه
disinfest equipment
گندهزدایی تجهیزات
disinfest surfaces
گندهزدایی سطوح
disinfest plants
گندهزدایی گیاهان
disinfest food
گندهزدایی مواد غذایی
disinfest home
گندهزدایی خانه
disinfest tools
گندهزدایی ابزارها
disinfest pets
گندهزدایی حیوانات خانگی
disinfest vehicles
گندهزدایی وسایل نقلیه
disinfest rooms
گندهزدایی اتاقها
we need to disinfest the house to get rid of pests.
ما نیاز داریم خانه را برای از بین بردن آفات ضدعفونی کنیم.
it's important to disinfest the kitchen regularly.
به طور مرتب ضدعفونی کردن آشپزخانه مهم است.
they decided to disinfest the garden after the infestation.
آنها تصمیم گرفتند پس از آلودگی، باغ را ضدعفونی کنند.
we should disinfest the furniture to ensure safety.
ما باید مبلمان را برای اطمینان از ایمنی ضدعفونی کنیم.
he hired professionals to disinfest the office.
او برای ضدعفونی کردن دفتر، افراد متخصص استخدام کرد.
before moving in, they decided to disinfest the apartment.
قبل از نقل مکان، آنها تصمیم گرفتند آپارتمان را ضدعفونی کنند.
it's necessary to disinfest the pets to prevent spread.
برای جلوگیری از انتشار، ضدعفونی حیوانات خانگی ضروری است.
after the flood, the area had to be disinfested.
پس از سیل، این منطقه باید ضدعفونی می شد.
disinfesting the warehouse is crucial for hygiene.
ضدعفونی انبار برای رعایت بهداشت بسیار مهم است.
they used chemicals to disinfest the contaminated soil.
آنها از مواد شیمیایی برای ضدعفونی خاک آلوده استفاده کردند.
disinfest area
گندهزدایی منطقه
disinfest equipment
گندهزدایی تجهیزات
disinfest surfaces
گندهزدایی سطوح
disinfest plants
گندهزدایی گیاهان
disinfest food
گندهزدایی مواد غذایی
disinfest home
گندهزدایی خانه
disinfest tools
گندهزدایی ابزارها
disinfest pets
گندهزدایی حیوانات خانگی
disinfest vehicles
گندهزدایی وسایل نقلیه
disinfest rooms
گندهزدایی اتاقها
we need to disinfest the house to get rid of pests.
ما نیاز داریم خانه را برای از بین بردن آفات ضدعفونی کنیم.
it's important to disinfest the kitchen regularly.
به طور مرتب ضدعفونی کردن آشپزخانه مهم است.
they decided to disinfest the garden after the infestation.
آنها تصمیم گرفتند پس از آلودگی، باغ را ضدعفونی کنند.
we should disinfest the furniture to ensure safety.
ما باید مبلمان را برای اطمینان از ایمنی ضدعفونی کنیم.
he hired professionals to disinfest the office.
او برای ضدعفونی کردن دفتر، افراد متخصص استخدام کرد.
before moving in, they decided to disinfest the apartment.
قبل از نقل مکان، آنها تصمیم گرفتند آپارتمان را ضدعفونی کنند.
it's necessary to disinfest the pets to prevent spread.
برای جلوگیری از انتشار، ضدعفونی حیوانات خانگی ضروری است.
after the flood, the area had to be disinfested.
پس از سیل، این منطقه باید ضدعفونی می شد.
disinfesting the warehouse is crucial for hygiene.
ضدعفونی انبار برای رعایت بهداشت بسیار مهم است.
they used chemicals to disinfest the contaminated soil.
آنها از مواد شیمیایی برای ضدعفونی خاک آلوده استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید