dislikable

[ایالات متحده]/dɪsˈlaɪkəbl/
[بریتانیا]/dɪsˈlaɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به ایجاد عدم علاقه

عبارات و ترکیب‌ها

dislikable person

شخص ناپسند

dislikable behavior

رفتار ناپسند

dislikable traits

ویژگی‌های ناپسند

dislikable character

شخصیت ناپسند

dislikable comments

نظرات ناپسند

dislikable qualities

کیفیت‌های ناپسند

dislikable actions

اقدامات ناپسند

dislikable attitude

نگرش ناپسند

dislikable habits

عادت‌های ناپسند

dislikable opinions

نظرات ناپسند

جملات نمونه

his dislikable attitude made it hard to work with him.

حرف ناپسند او باعث شد همکاری با او دشوار باشد.

she found his dislikable traits difficult to overlook.

ویژگی‌های ناپسند او را سخت می‌توان نادیده گرفت.

they described the villain as dislikable and selfish.

آنها شخصیت منفی را فردی ناپسند و خودخواه توصیف کردند.

his dislikable behavior alienated his friends.

رفتار ناپسند او دوستانش را از او دور کرد.

many found the character in the book dislikable.

بسیاری شخصیت را در کتاب ناپسند یافتند.

her dislikable comments caused tension in the group.

نظرات ناپسند او باعث ایجاد تنش در گروه شد.

despite his talent, his dislikable personality held him back.

با وجود استعدادش، شخصیت ناپسند او مانع پیشرفت او شد.

it's hard to befriend someone who is so dislikable.

با این حال که او اینقدر ناپسند است، دوست شدن با او سخت است.

her dislikable remarks were uncalled for.

نظرات ناپسند او بی‌مورد بود.

people tend to avoid dislikable individuals.

افراد معمولاً از افراد ناپسند اجتناب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید