dislodgments

[ایالات متحده]/dɪsˈlɒdʒmənts/
[بریتانیا]/dɪsˈlɑːdʒmənts/

ترجمه

n. عمل برداشتن یا مجبور کردن چیزی از موقعیت خود

عبارات و ترکیب‌ها

dislodgments occur

رخ دادن جابجایی‌ها

dislodgments detected

تشخیص جابجایی‌ها

dislodgments reported

گزارش جابجایی‌ها

dislodgments analyzed

تجزیه و تحلیل جابجایی‌ها

dislodgments monitored

نظارت بر جابجایی‌ها

dislodgments assessed

ارزیابی جابجایی‌ها

dislodgments prevented

جلوگیری از جابجایی‌ها

dislodgments confirmed

تایید جابجایی‌ها

dislodgments identified

شناسایی جابجایی‌ها

جملات نمونه

dislodgments of sediment can affect water quality.

جابجایی رسوبات می‌تواند بر کیفیت آب تأثیر بگذارد.

frequent dislodgments of rocks can lead to landslides.

جابجایی‌های مکرر سنگ‌ها می‌تواند منجر به رانش زمین شود.

dislodgments in the dental structure may require surgery.

جابجایی در ساختار دندان ممکن است نیاز به جراحی داشته باشد.

we observed dislodgments during the storm.

ما جابجایی‌ها را در طول طوفان مشاهده کردیم.

the dislodgments of the ice sheets are concerning scientists.

جابجایی صفحات یخی نگران دانشمندان است.

dislodgments of the roof tiles caused leaks.

جابجایی کاشی‌های سقف باعث نشت شد.

they studied the dislodgments of the coral reefs.

آنها جابجایی صخره‌های مرجانی را مطالعه کردند.

dislodgments can indicate underlying geological instability.

جابجایی‌ها می‌تواند نشان‌دهنده ناپایداری زمین‌شناسی زیرین باشد.

preventing dislodgments is crucial in construction.

جلوگیری از جابجایی‌ها در ساخت و ساز بسیار مهم است.

dislodgments in the assembly may lead to malfunction.

جابجایی در مونتاژ ممکن است منجر به خرابی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید