the disrober
درد دل گسیختن کننده
disrober's act
گسیختن کننده دستگیر شده
as disrober
动机 گسیختن کننده
disrober was
گسیختن کننده فرار کرد
the disrober's
گسیختن کننده بازداشت شد
disrober is
اقدامات گسیختن کننده
being disrober
disrober's tool
disrober's role
the court heard how the serial disrober avoided police capture for months.
پرونده به گوش میرسد که چگونه فرد مرتکب به حملههای متوالی از دست گرفتن پلیس به مدت ماهها اجتناب کرد.
the sudden appearance of a masked disrober caused panic in the public park.
ظهور ناگهانی یک فرد مرتکب به حملههای ماسکدار باعث وحشت در پارک عمومی شد.
security personnel quickly detained the notorious disrober before he could disrupt the ceremony.
کارکنان امنیت به سرعت فرد مرتکب به حملههای مشهور را قبل از اینکه مراسم را به هم بزند، دستگیری کردند.
local news reports indicate a brazen disrober has been targeting area libraries.
گزارشهای خبری محلی نشان میدهد که یک فرد مرتکب به حملههای شجاعانه به کتابخانههای منطقه هدف قرار گرفتهاند.
the convicted disrober was ordered to undergo mandatory psychological counseling.
فرد مرتکب به حملههای محکوم شده دستور داده شد تا مشاوره روانی اجباری را بپذیرد.
puzzled pedestrians watched as the erratic disrober discarded his clothes at the busy intersection.
پیادهروان حیران در حالی که فرد مرتکب به حملههای ناپایدار لباسهایش را در تقاطع پرتردد پرت کرد، نظاره میکردند.
police arrested a serial disrober who had been terrifying residents in the downtown district.
پلیس یک فرد مرتکب به حملههای متوالی را دستگیر کرد که مردم منطقه مرکزی شهر را وحشت زده کرده بود.
during the trial, the prosecutor described the defendant as a calculated disrober seeking attention.
در جلسه محاکمه، دادستان متهم را به عنوان یک فرد مرتکب به حملههای محاسبهای که به دنبال توجه بود، توصیف کرد.
the drunken disrober was escorted out of the stadium by event staff.
فرد مرتکب به حملههای مخمور توسط کارکنان رویداد از ورزشگاه خارج شد.
authorities are searching for a homeless disrober who fled the scene.
مقامات در حال جستجوی یک فرد مرتکب به حملههای بیخانمانهای هستند که از محل فرار کرده است.
the suspected disrober was apprehended trying to climb a fence behind the stage.
فرد مرتکب به حملههای مشکوک در حالی که سعی میکرد از پشت صحنه یک دیوار را بالا ببرد، دستگیر شد.
the judge sentenced the repeat disrober to six months in county jail.
دیوان فرد مرتکب به حملههای تکراری را به شش ماه حبس در زندان شهری محکوم کرد.
the disrober
درد دل گسیختن کننده
disrober's act
گسیختن کننده دستگیر شده
as disrober
动机 گسیختن کننده
disrober was
گسیختن کننده فرار کرد
the disrober's
گسیختن کننده بازداشت شد
disrober is
اقدامات گسیختن کننده
being disrober
disrober's tool
disrober's role
the court heard how the serial disrober avoided police capture for months.
پرونده به گوش میرسد که چگونه فرد مرتکب به حملههای متوالی از دست گرفتن پلیس به مدت ماهها اجتناب کرد.
the sudden appearance of a masked disrober caused panic in the public park.
ظهور ناگهانی یک فرد مرتکب به حملههای ماسکدار باعث وحشت در پارک عمومی شد.
security personnel quickly detained the notorious disrober before he could disrupt the ceremony.
کارکنان امنیت به سرعت فرد مرتکب به حملههای مشهور را قبل از اینکه مراسم را به هم بزند، دستگیری کردند.
local news reports indicate a brazen disrober has been targeting area libraries.
گزارشهای خبری محلی نشان میدهد که یک فرد مرتکب به حملههای شجاعانه به کتابخانههای منطقه هدف قرار گرفتهاند.
the convicted disrober was ordered to undergo mandatory psychological counseling.
فرد مرتکب به حملههای محکوم شده دستور داده شد تا مشاوره روانی اجباری را بپذیرد.
puzzled pedestrians watched as the erratic disrober discarded his clothes at the busy intersection.
پیادهروان حیران در حالی که فرد مرتکب به حملههای ناپایدار لباسهایش را در تقاطع پرتردد پرت کرد، نظاره میکردند.
police arrested a serial disrober who had been terrifying residents in the downtown district.
پلیس یک فرد مرتکب به حملههای متوالی را دستگیر کرد که مردم منطقه مرکزی شهر را وحشت زده کرده بود.
during the trial, the prosecutor described the defendant as a calculated disrober seeking attention.
در جلسه محاکمه، دادستان متهم را به عنوان یک فرد مرتکب به حملههای محاسبهای که به دنبال توجه بود، توصیف کرد.
the drunken disrober was escorted out of the stadium by event staff.
فرد مرتکب به حملههای مخمور توسط کارکنان رویداد از ورزشگاه خارج شد.
authorities are searching for a homeless disrober who fled the scene.
مقامات در حال جستجوی یک فرد مرتکب به حملههای بیخانمانهای هستند که از محل فرار کرده است.
the suspected disrober was apprehended trying to climb a fence behind the stage.
فرد مرتکب به حملههای مشکوک در حالی که سعی میکرد از پشت صحنه یک دیوار را بالا ببرد، دستگیر شد.
the judge sentenced the repeat disrober to six months in county jail.
دیوان فرد مرتکب به حملههای تکراری را به شش ماه حبس در زندان شهری محکوم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید