divest

[ایالات متحده]/daɪ'vest/
[بریتانیا]/daɪ'vɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

1. لباس خود را درآوردن
2. حذف کردن
3. دور انداختن، رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

divestment

واگذاری

جملات نمونه

The wind divested the tree of their leaves.

باد درخت را از برگ‌هایش خلع کرد.

I cannot divest myself of the idea.

نمی‌توانم از این ایده خلاص شوم.

men are unlikely to be divested of power without a struggle.

مردان بعید است که بدون مبارزه از قدرت خلع شوند.

she divested him of his coat.

او بارانی‌اش را از او گرفت.

the government's policy of divesting itself of state holdings.

سیاست دولت برای خلع خود از دارایی‌های دولتی.

divest a king of his robes

پادشاهی را از لباس‌هایش خلع کنید.

He swiftly divested himself of his clothes.

او به سرعت لباس‌هایش را از تنش درآورد.

divest a man of his rank and honours

مردی را از رتبه و افتخاراتش خلع کنید.

he has divested the original play of its charm.

او جذابیت نمایشنامه اصلی را از بین برده است.

The army divested the king of all his power.

ارتش تمام قدرت را از پادشاه گرفت.

The court order divests the company of all its assets.

دستور دادگاه شرکت را از تمام دارایی‌هایش خلع می‌کند.

She managed to divest herself of the unwanted property.

او توانست از این ملکیت ناخواسته خلاص شود.

The police divested the pretended officer of his stolen uniform.

پلیس یونیفرم دزدیده شده افسر جعلی را از او گرفت.

نمونه‌های واقعی

Week after week, institutions were divesting from fossil fuels.

هفته به هفته، موسسات از سوخت‌های فسیلی خارج می‌شدند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Back on board, the sailors helped divest us of our heavy copper carapaces.

برگشتن به عرشه، ملوانان به ما کمک کردند تا از زره‌های مسی سنگین خود خارج شویم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

So Tom, how exactly will BP go about divesting its stake?

پس تام، بی‌پی دقیقاً چگونه سهام خود را واگذار خواهد کرد؟

منبع: Financial Times

But, on the other hand, in a universe suddenly divested of illusions and lights, man feels an alien, a stranger.

اما از طرف دیگر، در جهانی که ناگهان از توهمات و نورها تهی شده است، انسان خود را بیگانه و غریب احساس می‌کند.

منبع: Crash Course in Drama

James had reappeared; he had divested himself of his trunk, owl, and trolley, and was evidently bursting with news.

جیمز دوباره ظاهر شده بود؛ او از صندوق، بوقلمون و ارابه خود خارج شده بود و به وضوح پر از خبر بود.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

And in the UK, oil major BP announced that it will divest its 20 per cent stake in Russian state-oil company Rosneft.

و در بریتانیا، شرکت نفتی بزرگ بی‌پی اعلام کرد که 20 درصد سهام خود را در شرکت نفتی دولتی روسی روس نفت واگذار خواهد کرد.

منبع: Financial Times

Force Facebook to divest itself of WhatsApp and Instagram.

فیس‌بوک را مجبور کنید تا مالکیت خود را از واتساپ و اینستاگرام واگذار کند.

منبع: Money Earth

Their MO is to divest or divert money into ESG-focused funds.

روش آن‌ها این است که پول را واگذار یا به صندوق‌های متمرکز بر ESG منحرف کنند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2018 Collection

Miss Abbot turned to divest a stout leg of the necessary ligature.

خانم آبوت برای جدا کردن یک قطعه محکم از بست لازم چرخید.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

I was seized by both of them, and roughly divested of my clothing.

آن‌ها هر دو مرا گرفتند و به طور ناگهانی از لباس‌هایم خارج کردند.

منبع: Twelve Years a Slave

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید