distanciation

[ایالات متحده]/ˌdɪstənsiˈeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌdɪstənsiˈeɪʃn/

ترجمه

n. فرایند کردن چیزی یا کسی دور یا متفکر؛ فن جلوگیری از از دست دادن کاملاً خود توسط مخاطب، که در تئاتر برکت استفاده می‌شود؛ عمل ایجاد فاصله بین موضوع و محیط.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

distanciation effect

پدیده فاصله‌گذاری

aesthetic distanciation

فاصله‌گذاری زیبایی‌شناختی

critical distanciation

فاصله‌گذاری نقدی

emotional distanciation

فاصله‌گذاری عاطفی

social distanciation

فاصله‌گذاری اجتماعی

distanciation process

فرآیند فاصله‌گذاری

political distanciation

فاصله‌گذاری سیاسی

spatial distanciation

فاصله‌گذاری مکانی

temporal distanciation

فاصله‌گذاری زمانی

strategic distanciation

فاصله‌گذاری استراتژیک

جملات نمونه

the government mandated social distanciation in all public spaces.

دولت فاصله گذاری اجتماعی را در تمام فضای عمومی اجباری کرد.

schools implemented strict distanciation measures to protect students.

مدارس اقدامات سخت گیرانه‌ای برای حفاظت از دانش آموزان انجام دادند.

during the pandemic, many people practiced physical distanciation.

در طول بیماری، بسیاری از افراد فاصله گذاری فیزیکی را انجام دادند.

businesses must require customers to maintain proper distanciation.

کسب و کارها باید مشتریان را به حفظ فاصله گذاری مناسب واداری.

the hospital enforced strict distanciation between patients.

بیمارستان فاصله گذاری سخت گیرانه بین بیماران را اجرا کرد.

public transportation now requires passengers to observe distanciation.

امروزه حمل و نقل عمومی از مسافران خواسته است که فاصله گذاری را رعایت کنند.

the new policy includes guidelines for workplace distanciation.

سیاست جدید شامل راهنمایی‌هایی برای فاصله گذاری در محیط کار است.

doctors recommend continued distanciation until the virus is contained.

پزشکان توصیه می‌کنند تا زمانی که ویروس کنترل شود فاصله گذاری ادامه یابد.

the festival was cancelled due to inability to maintain distanciation.

جشن توسط فاصله گذاری ناکارآمد لغو شد.

some people found the period of distanciation emotionally challenging.

برخی افراد دوره فاصله گذاری را از نظر عاطفی چالش برانگیز یافتند.

the restaurant reduced seating to ensure safe distanciation.

رستوران تعداد نشیمنگاه‌ها را کاهش داد تا فاصله گذاری ایمن انجام شود.

authorities warned against violating the distanciation protocols.

مقامات هشدار دادند که از نقض پروتکل‌های فاصله گذاری پرهیز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید