distends

[ایالات متحده]/dɪˈstɛndz/
[بریتانیا]/dɪˈstɛndz/

ترجمه

v. (به) ورم کردن یا گسترش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

stomach distends

شکم متغیر است

belly distends

شکم متغیر است

vein distends

ورید متغیر است

bladder distends

مثانه متغیر است

chest distends

سینه متغیر است

muscle distends

عضله متغیر است

cavity distends

فضای متغیر است

organ distends

اندام متغیر است

tissue distends

بافت متغیر است

space distends

فضای متغیر است

جملات نمونه

when the balloon distends, it becomes larger.

وقتی که بالن منبسط می‌شود، بزرگتر می‌شود.

the stomach distends after a large meal.

بعد از یک وعده غذایی بزرگ، معده منبسط می‌شود.

as the gas fills the tire, it distends the rubber.

همانطور که گاز لاستیک را پر می‌کند، آن را منبسط می‌کند.

the plant's leaves distend with water during the rainy season.

برگ‌های گیاه در طول فصل بارانی با آب منبسط می‌شوند.

when pressure increases, the container distends.

وقتی فشار افزایش می‌یابد، ظرف منبسط می‌شود.

the muscle distends during heavy lifting.

در حین بلند کردن وزنه، عضله منبسط می‌شود.

the balloon distends rapidly when heated.

وقتی گرم می‌شود، بالن به سرعت منبسط می‌شود.

in certain conditions, the abdomen can distend significantly.

در شرایط خاص، شکم می‌تواند به طور قابل توجهی منبسط شود.

the fabric distends when stretched too far.

وقتی بیش از حد کشیده شود، پارچه منبسط می‌شود.

excess gas can cause the stomach to distend uncomfortably.

گاز اضافی می‌تواند باعث شود معده به طور ناخوشاایندی منبسط شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید