distrained

[ایالات متحده]/dɪsˈtreɪnd/
[بریتانیا]/dɪsˈtreɪnd/

ترجمه

adj. به دلیل بدهی تصرف شده یا در تصرف قرار گرفته

عبارات و ترکیب‌ها

distrained property

اموال تملک شده

distrained goods

کالا‌های تملک شده

distrained assets

دارایی‌های تملک شده

distrained account

حساب تملک شده

distrained items

اقلام تملک شده

distrained funds

صندوق‌های تملک شده

distrained lease

اجاره تملک شده

distrained property rights

حقوق مالکیت تملک شده

distrained claims

ادعاهای تملک شده

distrained securities

اوراق بهادار تملک شده

جملات نمونه

the landlord distrained the tenant's property for unpaid rent.

مالک، ملکیت مستاجر را به دلیل اجاره پرداخت نشده، ضبط کرد.

after the court ruling, the company was distrained for its debts.

پس از رأی دادگاه، شرکت به دلیل بدهی‌های خود ضبط شد.

she felt distrained by the sudden financial demands.

او تحت تأثیر تقاضای مالی ناگهانی احساس فشار کرد.

the goods were distrained until the payment was made.

کالاها تا زمان پرداخت ضبط شدند.

his assets were distrained due to legal issues.

به دلیل مشکلات قانونی، دارایی های او ضبط شد.

the distrained items were auctioned off to recover losses.

اقلام ضبط شده برای جبران خسارت به حراج گذاشته شدند.

they were distrained for failing to comply with the contract.

آنها به دلیل عدم رعایت قرارداد ضبط شدند.

the distrained property was returned after the debt was settled.

ملکیت ضبط شده پس از پرداخت بدهی بازگردانده شد.

he learned the hard way that assets can be distrained.

او به سختی فهمید که دارایی ها می توانند ضبط شوند.

the process of being distrained can be lengthy and complicated.

فرآیند ضبط می تواند طولانی و پیچیده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید