distrusting

[ایالات متحده]/dɪsˈtrʌstɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈtrʌstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری عدم اعتماد

عبارات و ترکیب‌ها

distrusting behavior

رفتار مشکوک

distrusting attitude

نگرش مشکوک

distrusting nature

طبع مشکوک

distrusting eyes

چشم‌های مشکوک

distrusting thoughts

افکار مشکوک

distrusting glance

نگاه مشکوک

distrusting look

ظاهر مشکوک

distrusting heart

قلب مشکوک

distrusting friends

دوستان مشکوک

distrusting society

جامعه مشکوک

جملات نمونه

she has a distrusting nature towards strangers.

او ذاتاً نسبت به غریبه‌ها بی‌اعتماد است.

his distrusting attitude made it hard to form new friendships.

حرفه‌ای بی‌اعتمادانه‌اش باعث می‌شد تشکیل دوستی‌های جدید دشوار باشد.

they were distrusting of the politician's promises.

آنها در مورد وعده‌های سیاستمدار بی‌اعتماد بودند.

distrusting people often struggle with relationships.

افراد بی‌اعتماد اغلب در روابط مشکل دارند.

her distrusting gaze made him feel uncomfortable.

نگاه بی‌اعتمادانه‌اش باعث می‌شد او احساس ناراحتی کند.

being overly distrusting can lead to loneliness.

بی‌اعتمادی بیش از حد می‌تواند منجر به تنهایی شود.

he approached the deal with a distrusting mindset.

او با دیدگاه بی‌اعتمادانه به معامله نزدیک شد.

distrusting others can hinder personal growth.

بی‌اعتماد بودن به دیگران می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

her past experiences left her feeling distrusting.

تجربیات گذشته او را با احساس بی‌اعتمادی رها کرد.

they became distrusting after being betrayed.

بعد از خیانت، آنها بی‌اعتماد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید