dita

[ایالات متحده]/'diːtə/
[بریتانیا]/'diːtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. تانکر دیزل; معماری تایپ اطلاعات داروین
Word Forms
جمعditas

عبارات و ترکیب‌ها

dita style

سبک دیتای

dita format

فرمت دیتای

dita map

نقشه دیتای

dita authoring

نویسندگی دیتای

dita content

محتوای دیتای

dita tool

ابزار دیتای

dita standard

استاندارد دیتای

dita framework

چارچوب دیتای

dita template

قالب دیتای

dita process

فرآیند دیتای

جملات نمونه

she decided to use dita for her documentation project.

او تصمیم گرفت از ديتا برای پروژه مستندسازی خود استفاده کند.

dita allows for modular content creation.

ديتا امکان ایجاد محتوای ماژولار را فراهم می‌کند.

he is learning how to write in dita format.

او در حال یادگیری نحوه نوشتن به فرمت ديتا است.

using dita can improve collaboration among teams.

استفاده از ديتا می‌تواند همکاری بین تیم‌ها را بهبود بخشد.

she prefers dita for its flexibility in documentation.

او به دلیل انعطاف‌پذیری آن در مستندسازی، ديتا را ترجیح می‌دهد.

we need to train our staff on dita tools.

ما باید کارکنان خود را در مورد ابزارهای ديتا آموزش دهیم.

dita helps in managing large volumes of content.

ديتا در مدیریت حجم زیادی از محتوا کمک می‌کند.

many companies are adopting dita for technical writing.

شرکت‌های زیادی در حال پذیرش ديتا برای نویسندگی فنی هستند.

she created a dita map for the new product documentation.

او یک نقشه ديتا برای مستندات محصول جدید ایجاد کرد.

understanding dita is essential for modern content strategy.

درک ديتا برای استراتژی محتوای مدرن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید