ditcher

[ایالات متحده]/ˈdɪtʃə/
[بریتانیا]/ˈdɪtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا ماشینی که خندق‌ها را حفر می‌کند؛ یک حفره‌زن یا ماشین حفر خندق
Word Forms
جمعditchers

جملات نمونه

he decided to be a ditcher after years of working in construction.

او پس از سال‌ها کار در صنعت ساخت و ساز تصمیم گرفت یک کنیستره شود.

the ditcher cleared the muddy water from the field.

کنیستر آب گل‌آلود را از مزرعه پاک کرد.

they hired a ditcher to repair the drainage system.

آنها برای تعمیر سیستم زهکشی یک کنیستر استخدام کردند.

a skilled ditcher can make the job much easier.

یک کنیستر ماهر می‌تواند کار را بسیار آسان‌تر کند.

the ditcher worked all day to dig a trench for the pipeline.

کنیستر تمام روز برای حفر گودالی برای خط لوله کار کرد.

after the storm, the ditcher was called to clear the flooded areas.

پس از طوفان، از کنیستر خواسته شد مناطق سیل‌زده را پاک کند.

he learned the trade of a ditcher from his father.

او تجارت یک کنیستر را از پدرش یاد گرفت.

the ditcher used heavy machinery to speed up the process.

کنیستر از ماشین‌آلات سنگین برای سرعت بخشیدن به روند استفاده کرد.

being a ditcher requires physical strength and endurance.

کنیستر بودن نیاز به قدرت بدنی و استقامت دارد.

the ditcher took pride in his work, ensuring every trench was perfect.

کنیستر به کار خود افتخار می‌کرد و اطمینان حاصل می‌کرد که هر گودالی بی‌نقص باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید